beseeches

[ایالات متحده]/bɪˈsiːtʃ/
[بریتانیا]/biˈsitʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور جدی یا ناامیدانه از کسی خواستن که کاری انجام دهد.

جملات نمونه

she beseeches him to reconsider his decision.

او از او می‌خواهد تصمیم خود را دوباره در نظر بگیرد.

the child beseeches his parents for a new toy.

کودک از والدینش برای یک اسباب‌بازی جدید خواهش می‌کند.

he beseeches the community for support in his project.

او از جامعه برای حمایت از پروژه خود درخواست کمک می‌کند.

she beseeches her friend to join her on the trip.

او از دوستش می‌خواهد او را در سفر همراهی کند.

the artist beseeches the audience to appreciate her work.

هنرمند از مخاطبان می‌خواهد آثار او را ارزیابی کنند.

he beseeches the judge for a lighter sentence.

او از قاضی برای یک حکم سبک‌تر درخواست می‌کند.

she beseeches the heavens for a miracle.

او از آسمان‌ها برای یک معجزه درخواست می‌کند.

the teacher beseeches her students to study harder.

معلم از دانش‌آموزانش می‌خواهد بیشتر مطالعه کنند.

he beseeches his mentor for guidance in his career.

او از راهنمای خود برای راهنمایی در حرفه خود درخواست می‌کند.

she beseeches the world to recognize the importance of kindness.

او از جهان می‌خواهد اهمیت مهربانی را تشخیص دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید