bespeaks

[ایالات متحده]/bɪˈspiːks/
[بریتانیا]/biˈspiks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را از قبل رزرو یا سفارش دادن;; چیزی را نشان دادن یا پیشنهاد دادن؛

عبارات و ترکیب‌ها

bespeaks volumes about

نشان دهنده حجم زیادی است

جملات نمونه

the elegance of her dress bespeaks her refined taste.

ظرافت لباس او نشان‌دهنده سلیقهٔ ظریف اوست.

a well-maintained garden bespeaks the owner's dedication.

باغی که به خوبی نگهداری می‌شود، نشان‌دهنده تعهد صاحب آن است.

his confident demeanor bespeaks his experience in the field.

رفتار با اعتماد به نفس او نشان‌دهنده تجربه او در این زمینه است.

the intricate design of the building bespeaks its historical significance.

طراحی پیچیده ساختمان نشان‌دهنده اهمیت تاریخی آن است.

her warm smile bespeaks her friendly nature.

لبخند گرم او نشان‌دهنده طبیعت دوستانه اوست.

the quality of the materials used bespeaks the craftsmanship involved.

کیفیت مصالح استفاده شده نشان‌دهنده مهارت‌های دست‌ورزی است.

his quiet confidence bespeaks a deep understanding of the subject.

اعتماد به نفس او نشان‌دهنده درک عمیق او از موضوع است.

the artist's unique style bespeaks her creative vision.

سبک منحصر به فرد هنرمند نشان‌دهنده دید خلاقانه اوست.

the careful planning of the event bespeaks the organizers' professionalism.

برنامه‌ریزی دقیق رویداد نشان‌دهنده حرفه‌ای بودن برگزارکنندگان است.

the luxurious interior of the car bespeaks its high price.

فضای داخلی مجلل خودرو نشان‌دهنده قیمت بالای آن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید