bewilderingly

[ایالات متحده]/bi'wildəriŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای گیج‌کننده یا ناواضح

جملات نمونه

The instructions were bewilderingly complex.

دستورالعمل‌ها به طرز گیج‌کننده‌ای پیچیده بودند.

She stared at the bewilderingly long list of ingredients.

او به طرز گیج‌کننده‌ای طولانی لیست مواد نگاه کرد.

The plot of the movie was bewilderingly intricate.

داستان فیلم به طرز گیج‌کننده‌ای پیچیده بود.

He spoke in a bewilderingly fast manner.

او به روشی به طرز گیج‌کننده‌ای سریع صحبت کرد.

The exam questions were bewilderingly difficult.

سوالات امتحان به طرز گیج‌کننده‌ای دشوار بودند.

The technology is advancing at a bewilderingly rapid pace.

فناوری با سرعتی به طرز گیج‌کننده‌ای در حال پیشرفت است.

The labyrinth was bewilderingly complex to navigate.

منظره در آن پیچیدگی به طرز گیج‌کننده‌ای برای پیمایش پیچیده بود.

The new tax laws are bewilderingly convoluted.

قوانین مالیاتی جدید به طرز گیج‌کننده‌ای پیچیده هستند.

The menu at the restaurant was bewilderingly extensive.

منوی رستوران به طرز گیج‌کننده‌ای گسترده بود.

The concept of quantum physics can be bewilderingly abstract.

مفهوم فیزیک کوانتوم می‌تواند به طرز گیج‌کننده‌ای انتزاعی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید