biases

[ایالات متحده]/ˈbaɪsiːz/
[بریتانیا]/ˈbaɪˌsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعصب‌ها؛ نظرات از پیش تعیین‌شده که بر اساس دلیل یا تجربه واقعی نیستند؛ ترجیحات یا تمایلات؛ توانایی یا استعداد خاص؛
v. باعث شدن که تمایل یا ترجیحی برای چیزی داشته باشد؛

عبارات و ترکیب‌ها

unconscious biases

تعصبات ناخودآگاه

cognitive biases

تعصبات شناختی

confirmation biases

تعصبات تأیید

selection biases

تعصبات انتخاب

implicit biases

تعصبات ضمنی

combat biases

تعصبات رزمی

mitigate biases

کاهش تعصبات

addressing biases

رسیدگی به تعصبات

aware of biases

آگاه از تعصبات

جملات نمونه

we must recognize our own biases when making decisions.

ما باید تعصب‌های خود را هنگام تصمیم‌گیری تشخیص دهیم.

his biases influenced the outcome of the research.

تعصب‌های او بر نتیجه تحقیق تأثیر گذاشت.

it's important to challenge our biases regularly.

به طور منظم به چالش کشیدن تعصب‌های خود مهم است.

her biases were evident in her writing.

تعصب‌های او در نوشته‌هایش آشکار بود.

we should strive to minimize biases in our analysis.

ما باید تلاش کنیم تا تعصب‌ها را در تجزیه و تحلیل خود به حداقل برسانیم.

biases can affect our perception of reality.

تعصب‌ها می‌توانند بر درک ما از واقعیت تأثیر بگذارند.

training can help reduce biases in the workplace.

آموزش می‌تواند به کاهش تعصب‌ها در محیط کار کمک کند.

many biases are formed during childhood.

تعصب‌های بسیاری در دوران کودکی شکل می‌گیرند.

awareness of biases is the first step toward fairness.

آگاهی از تعصب‌ها اولین قدم به سوی انصاف است.

his biases led him to overlook important facts.

تعصب‌های او باعث شد حقایق مهم را نادیده بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید