bidding

[ایالات متحده]/ˈbɪdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارائه یک پیشنهاد رسمی برای خرید چیزی \noffer دادن یک قیمت برای چیزی \nیک دستور یا راهنما
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbidding
جمعbiddings

عبارات و ترکیب‌ها

place a bid

ثبت پیشنهاد

winning bid

برنده پیشنهادی

submit a bid

ارائه پیشنهاد

bidder

مزایده‌گذار

online bidding

حراج آنلاین

sealed bid

مناقصه نامه بسته

auction bidding

حراج پیشنهادی

competitive bidding

حراج رقابتی

low bid

کمترین پیشنهاد

public bidding

حراج عمومی

invite public bidding

دعوت به حراج عمومی

bidding document

مدارک حراج

bidding evaluation

ارزیابی پیشنهاد

sealed bidding

حراج سرپوشیده

جملات نمونه

bidding on forward contracts for corn.

معامله بر سر قراردادهای آتی برای ذرت

The bidding was higher than expected.

قیمت پیشنهادی بالاتر از حد انتظار بود.

The bidding began at $1000.

معامله از قیمت 1000 دلار شروع شد.

a pricing floor; a bidding floor.

سقف قیمت؛ کف قیمت

women came running at his bidding .

زنان با عجله به سمت او آمدند.

the bidding is conducted in secrecy .

معامله به صورت محرمانه انجام می شود.

Two syndicates are bidding for the contract.

دو سندیکا برای قرارداد پیشنهاد می دهند.

the two forwards are bidding for places in the England side.

دو مهاجم برای کسب جایگاه در تیم انگلیس پیشنهاد می دهند.

he had come on the pretext of bidding her farewell .

او به بهانه خداحافظی با او آمد.

from a cautious opener of £30, the bidding soared to a top of £48.

از یک شروع محتاطانه 30 پوند، قیمت پیشنهادی به 48 پوند رسید.

The politicians are bidding for our favor by making wild promises that they can't keep.

سیاستمدان برای جلب توجه ما وعده های پوچی می دهند که نمی توانند به آنها عمل کنند.

Article 9A delegant may select the delegatee in the manner of designation, competitive consultation, tendering and bidding, etc.

ماده 9A یک نماینده می تواند نماینده را به روش تعیین، مشاوره رقابتی، مناقصه و پیشنهاد و غیره انتخاب کند.

To avoid the diseconomy caused by frequently starting and stopping of the generators, a rule of “capacity limit” is adopted to coordinate the bidding behaviors.

برای جلوگیری از ناکارآمدی ناشی از راه اندازی و توقف مکرر ژنراتورها، قانونی برای محدودیت ظرفیت برای هماهنگی رفتارها اتخاذ شده است.

When we had finished our sweetmeats or fruit she would accompany us to the stoep, bidding us thank our mother for her gift and sending quaint, old-fashioned messages to her and the Father. Then she would turn and enter the house, closing the door behind, so that it became once more a place of mystery.

وقتی خوردن شیرینی یا میوه هایمان تمام می شد، او ما را به ایوان همراهی می کرد و از ما می خواست از مادرمان برای هدیه اش تشکر کنیم و پیام های عجیب و غریب و قدیمی به او و پدر می فرستاد. سپس او بر می گشت و وارد خانه می شد و در را پشت سر خود می بست، به طوری که دوباره به مکانی اسرارآمیز تبدیل می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید