dual

[ایالات متحده]/ˈdjuːəl/
[بریتانیا]/ˈduːəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دو بخش یا جنبه؛ مربوط به دو بخش یا جنبه
n. عدد یا مقداری که دو برابر مقداری دیگر است
Word Forms
جمعduals

عبارات و ترکیب‌ها

dual purpose

هدف دوگانه

dual citizenship

شهروندی دوتایی

dual income

درآمد دوتایی

dual monitor

مانیتور دوگانه

dual function

عملکرد دوگانه

dual role

نقش دوگانه

dual nature

طبیعت دوگانه

dual system

سیستم دوگانه

dual channel

کانال دوگانه

dual nationality

تابعیت دوتایی

dual personality

شخصیت دوگانه

dual mode

حالت دوگانه

dual control

کنترل دوگانه

dual beam

بار دوگانه

dual space

فضای دوگانه

dual track

مسیر دوگانه

dual form

فرم دوگانه

dual core

دو هسته ای

جملات نمونه

their dual role at work and home.

نقش دوگانه آنها در محل کار و خانه.

a dual-control pilot trainer.

آموزش‌دهنده خلبان کنترل دوگانه

a belief in the dual nature of reality.

باور به ذات دوگانه واقعیت.

a dual-purpose hand and nail cream.

یک کرم دست و ناخن با کاربرد دوگانه.

the dual traditions of high and low art.

آداب و رسوم دوگانه هنر بالا و پایین.

dual controls for pilot and copilot; a car with dual exhaust pipes.

کنترل‌های دوگانه برای خلبان و کمک خلبان؛ یک ماشین با لوله‌های اگزوز دوگانه.

he drove along the dual carriageway to escape police.

او برای فرار از دست پلیس در امتداد بزرگراه دو بانده رانندگی کرد.

He has dual role as composer and conductor.

او نقش دوگانه به عنوان آهنگساز و رهبر ارکستر دارد.

dual-purpose technologies for commercial and military applications.

فناوری‌های دوگانه‌منظوره برای کاربردهای تجاری و نظامی.

And Kwaio has not just singular and plural, but dual and paucal too.

و Kwaio نه تنها مفرد و جمع، بلکه دوگانه و پاوکال نیز دارد.

The problem of dual control is studied for the stochastic system of which the uncertainty model is polytopic.

مشکل کنترل دوگانه برای سیستم تصادفی که مدل عدم قطعیت آن چند وجهی است، مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

a toy with the dual purpose of entertaining and developing memory skills

یک اسباب‌بازی با هدف دوگانه سرگرمی و تقویت مهارت‌های حافظه.

The JH600 is a dual sport, but the suspension is not adjustable, unless you want to take the fork apart and futz with the oil.

JH600 یک ورزش دوگانه است، اما سیستم تعلیق قابل تنظیم نیست، مگر اینکه بخواهید چنگال را جدا کرده و با روغن ور رفت کنید.

Objective To study the application of dual-frequency impedance pneumography and adaptive filter for reducing motion artifacts in respiration monitoring.

هدف: مطالعه کاربرد پنئومومتری امپدانس دو فرکانسی و فیلتر تطبیقی برای کاهش مصنوعات حرکتی در نظارت تنفسی.

Please have the three-phase rectifier checked for the output wave with a dual beam synchroscope.

لطفاً رادیاتور سه فاز را برای موج خروجی با یک سینکرواسکوپ دو پرتو بررسی کنید.

This invention relates to a room temperature ionic liquid with dual functional imidazolyl and its preparation.

این اختراع مربوط به یک مایع یونی با دمای اتاق با عملکرد دوگانه ایمیدازولیل و روش تهیه آن است.

نمونه‌های واقعی

He has dual German and Iranian citizenship.

او تابعیت آلمانی و ایرانی دارد.

منبع: NPR News July 2016 Compilation

You wouldn't want to end up in a dual with the Cercopoidea.

شما نمی‌خواهید در یک مسابقه با سرکوپوئیدا قرار بگیرید.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

It also has a dual SIM system.

این دستگاه همچنین دارای سیستم سیم‌دوگانه است.

منبع: Trendy technology major events!

So the dual language books are definitely a great asset.

بنابراین کتاب‌های دو زبانه بدون شک یک دارایی بزرگ هستند.

منبع: VOA Standard English_Americas

So they have a kind of dual purpose.

بنابراین آنها یک هدف دوگانه دارند.

منبع: American English dialogue

Yet not all young dual citizens must choose.

با این حال، همه شهروندان دوگانه جوان باید انتخاب نکنند.

منبع: The Economist (Summary)

Magnetism is one part of a dual force, electromagnetism.

مغناطیس بخشی از یک نیروی دوگانه، الکترومغناطیس است.

منبع: Kurzgesagt science animation

Much of it dual use to offset the costs.

بسیاری از آن کاربرد دوگانه برای جبران هزینه‌ها است.

منبع: CNN 10 Student English Compilation October 2022

There's a rear motor version, a dual motor version which has a motor on each axle.

نسخه موتور عقب وجود دارد، یک نسخه موتور دوگانه که دارای موتوری در هر محور است.

منبع: Technology Trends

Fahmy was a dual Egyptian and Canadian citizen.

فهامی تبعه مصر و کانادا بود.

منبع: NPR News August 2015 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید