bifurcatedly

[ایالات متحده]/ˌbaɪˈfɜːkeɪtɪdli/
[بریتانیا]/ˌbaɪˈfɜːrkeɪtɪdli/

ترجمه

adv. به صورت دوگانه؛ به صورت شاخه دار یا شاخه ای.
adj. تقسیم شده یا شاخه دار به دو شاخه.
v. تقسیم کردن یا شاخه دادن به دو شاخه.

جملات نمونه

the organization was bifurcatedly structured into two distinct departments with separate reporting lines.

سازمان به‌طور دوگانه به دو بخش متمایز با خطوط گزارش‌دهی جداگانه تقسیم شد.

the river bifurcatedly split into two tributaries as it flowed through the valley.

رودخانه به‌طور دوگانه در حین جریان خود از طریق وادی به دو شاخه تقسیم شد.

the dataset was bifurcatedly divided into training and testing sets for machine learning.

مجموعه داده‌ها به‌طور دوگانه به مجموعه‌های آموزش و آزمون برای یادگیری ماشینی تقسیم شد.

the committee bifurcatedly organized its members into two working groups.

کمیته به‌طور دوگانه اعضای خود را به دو گروه کاری تقسیم کرد.

the argument was bifurcatedly presented with two opposing viewpoints clearly outlined.

موضع‌گیری به‌طور دوگانه با دو دیدگاه مخالف به‌طور واضح ارائه شد.

the company's market strategy bifurcatedly targeted two different demographic segments.

استراتژی بازاریابی شرکت به‌طور دوگانه به دو گروه جمعیتی متفاوت هدف‌گذاری شد.

the research paper was bifurcatedly arranged with theoretical and practical sections.

مقاله تحقیقی به‌طور دوگانه با بخش‌های نظری و عملی سازماندهی شد.

the curriculum bifurcatedly split students into beginner and advanced tracks.

محتوا آموزشی به‌طور دوگانه دانش‌آموزان را به مسیرهای مبتدی و پیشرفته تقسیم کرد.

the political party bifurcatedly classified its members into moderate and radical factions.

حزب سیاسی به‌طور دوگانه اعضای خود را به گروه‌های معتدل و رادیکال طبقه‌بندی کرد.

the project was bifurcatedly distributed between the domestic and international teams.

پروژه به‌طور دوگانه بین تیم‌های داخلی و بین‌المللی توزیع شد.

the species bifurcatedly branched into two distinct evolutionary paths over millions of years.

این گونه به‌طور دوگانه در طول میلیون‌ها سال به دو مسیر تکاملی متمایز شاخه‌گشایی کرد.

the decision-making process was bifurcatedly separated into advisory and final approval phases.

فرآیند تصمیم‌گیری به‌طور دوگانه به فازهای مشاوره‌ای و تأیید نهایی تقسیم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید