bilateralism

[ایالات متحده]/[ˈbaɪˌlɪtərəlɪzəm]/
[بریتانیا]/[ˈbaɪˌlɪtərəlɪzəm]/

ترجمه

n. اصل یا عمل حفظ روابط با کشورهای دیگر بر اساس دو طرفه بودن، نه به عنوان بخشی از یک سیستم بزرگتر؛ دیپلماسی مبتنی بر روابط دو طرفه بین کشورها؛ سیاستی که توافقات دو جانبه را بر توافقات چند جانبه ترجیح می‌دهد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bilateralism agreements

توافقات دوجانبه

promoting bilateralism

ترویج دوجانبه‌گرایی

bilateralism challenges

چالش‌های دوجانبه‌گرایی

bilateralism policy

سیاست دوجانبه‌گرایی

pursuing bilateralism

دنبال کردن دوجانبه‌گرایی

bilateralism framework

چارچوب دوجانبه‌گرایی

fostering bilateralism

تقویت دوجانبه‌گرایی

bilateralism initiatives

ابتکارات دوجانبه‌گرایی

strengthening bilateralism

تقویت دوجانبه‌گرایی

bilateralism relations

روابط دوجانبه‌گرایی

جملات نمونه

the two nations pursued a policy of bilateralism to resolve the trade dispute.

دو ملت سیاستی مبتنی بر دوجانبه‌گرایی را برای حل اختلاف تجاری دنبال کردند.

bilateralism in foreign policy can foster stronger relationships between countries.

دوجانبه‌گرایی در سیاست خارجی می‌تواند روابط قوی‌تری بین کشورها ایجاد کند.

critics argue that an overemphasis on bilateralism can limit regional cooperation.

منتقدان استدلال می‌کنند که تأکید بیش از حد بر دوجانبه‌گرایی می‌تواند همکاری منطقه‌ای را محدود کند.

the trade agreement was based on principles of bilateralism and mutual benefit.

توافق تجاری بر اساس اصول دوجانبه‌گرایی و سود متقابل بود.

bilateralism offers a framework for direct dialogue and negotiation between states.

دوجانبه‌گرایی چارچوبی را برای گفت‌وگو و مذاکره مستقیم بین کشورها فراهم می‌کند.

despite advocating multilateralism, the country also valued bilateralism with key partners.

با وجود حمایت از چندجانبه‌گرایی، کشور همچنین به دوجانبه‌گرایی با شرکای کلیدی ارزش می‌داد.

the bilateralism approach allowed for tailored agreements addressing specific national interests.

رویکرد دوجانبه‌گرایی اجازه انعقاد توافقات متناسب با منافع ملی خاص را می‌داد.

a shift towards bilateralism was observed in the country's trade negotiations.

در مذاکرات تجاری کشور، تغییر به سمت دوجانبه‌گرایی مشاهده شد.

bilateralism can be a useful tool for resolving disputes and building trust.

دوجانبه‌گرایی می‌تواند ابزاری مفید برای حل اختلافات و ایجاد اعتماد باشد.

the success of the initiative depended on consistent bilateralism with the partner nation.

موفقیت این طرح به دوجانبه‌گرایی مداوم با کشور شریک بستگی داشت.

the government prioritized bilateralism in its approach to international relations.

دولت دوجانبه‌گرایی را در رویکرد خود به روابط بین‌الملل در اولویت قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید