binocular

[ایالات متحده]/bɪ'nɒkjʊlə/
[بریتانیا]/bəˈnɑkjəlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دوچشمی; مربوط به استفاده از هر دو چشم

عبارات و ترکیب‌ها

binocular vision

بینایی دوچشمی

binoculars with zoom

دوربین دوچشمی با بزرگنمایی

compact binoculars

دوربین دوچشمی جمع و جور

جملات نمونه

the binoculars are compact, lightweight, and rugged.

دوربین دوچشمی جمع‌وجور، سبک و مقاوم است.

used binoculars to get a better view.

از دوربین دوچشمی برای دید بهتر استفاده کردیم.

Binocular lenses that are out of alignment will yield a double image.

لنزهای دوچشمی که از هم خارج شده‌اند، یک تصویر دوگانه ایجاد می‌کنند.

he raised his binoculars to scan the coast.

او دوربین دوچشمی خود را بالا آورد تا ساحل را جستجو کند.

through the binoculars, I traced the path I had taken the night before.

از طریق دوربین دوچشمی، مسیری را که شب قبل طی کرده بودم، ردیابی کردم.

Based on the principle of binocular stereovision, a security vehicles spacing survey measurement program was proposed.

بر اساس اصل بیناری دید سه بعدی، یک برنامه سنجش فاصله خودروهای امنیتی پیشنهاد شد.

The tourists got out of the coach, armed to the teeth with cameras, binoculars, and guidebooks.

گردشگران از اتوبوس پیاده شدند و با دوربین، دوربین دوچشمی و راهنماهای گردشگری مسلح بودند.

Objective To study the optimal time for operation of intermittent exotropia, so that we can orthopia strabismus and attain normal binocular function.

هدف: بررسی زمان بهینه برای جراحی إگزوتروپیا متناوب، به طوری که بتوانیم انحراف چشم را اصلاح کرده و عملکرد طبیعی بیناری را به دست آوریم.

The binocular indirect ophthalmoscope was used to further determine the pressure crest at the top of the retinal tearing, and the opening of sclerocentesis was sutured.

از افتالموسکوپ غیرمستقیم دوچشمی برای تعیین بیشتر قله فشار در بالای پارگی شبکیه استفاده شد و دهانه اسکلروسنتز بخیه شد.

The series biological microscope is sliding binocular(or trinocular) head inclined at 45。

میکروسکوپ زیست‌شناختی سری دارای یک سر لغزنده دوچشمی (یا سه چشمی) با زاویه 45 درجه است.

Conclusion:Symmetric recession of internus in alternative esotropia can improve the success rate and the binocular vision function.

نتیجه‌گیری: کاهش متقارن عضلات داخلی در إگزوتروپیا متناوب می‌تواند میزان موفقیت و عملکرد بیناری را بهبود بخشد.

High-rankers in this clan love to don military trappings, such as medals, eagle-wing or axe cap-badges, binoculars, monocles, and bandoliers festooned with grenades.

افراد رده بالا در این قبیله دوست دارند لباس‌های نظامی بپوشند، مانند مدال‌ها، نشانه‌های سر با بال‌های عقاب یا تبر، دوربین دوچشمی، تک‌چشمی و کمربندهای پر از نارنجک.

This is a bushbaby and not a cat.But it is a bit like a cat, with large eyes at the front of its face.It has good binocular vision, so it can judge distance well.

این یک بو‌شب‌باز است و نه گربه. اما کمی شبیه گربه است، با چشمان بزرگ در جلوی صورتش. دید بیناری خوبی دارد، بنابراین می‌تواند فاصله را به خوبی تشخیص دهد.

There was physiological diplopia on strabismus days and binocular stereopis on orthophoria days in all 24 cases.After surgery, the eye's position was corrected in 23 cases.They had normal stereopsis.

در تمام 24 مورد، دوبینی فیزیولوژیکی در روزهای انحراف چشم و استریوپسی دوچشمی در روزهای راست‌نظری وجود داشت. پس از جراحی، موقعیت چشم در 23 مورد اصلاح شد. آنها استریوپسی طبیعی داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید