ebony-haired

[ایالات متحده]/[ˈebəni ˈhɛːd]/
[بریتانیا]/[ˈebəni ˈhɛːd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای موی رنگ چوب گورک؛ سیاه‌موی؛ مربوط به یا شبیه به موی چوب گورک.

عبارات و ترکیب‌ها

ebony-haired beauty

زیبایی موی چوب گریف

ebony-haired woman

زن موی چوب گریف

ebony-haired man

مرد موی چوب گریف

she's ebony-haired

او موی چوب گریف دارد

ebony-haired child

کودک موی چوب گریف

ebony-haired couple

جفت موی چوب گریف

ebony-haired girl

دختر موی چوب گریف

ebony-haired portrait

پورتره موی چوب گریف

جملات نمونه

the ebony-haired woman smiled warmly at the children.

زن موی چوب گری دوست داشت کودکان را.

he admired the ebony-haired model's striking beauty.

او زیبایی برجسته مدل موی چوب گری را دوست داشت.

an ebony-haired man stood out in the crowd.

یک مرد موی چوب گری در جمع جمعه برجسته بود.

she braided her ebony-haired locks with colorful ribbons.

او موی چوب گری خود را با کرکره های رنگارنگ پیچید.

the ebony-haired dancer moved with effortless grace.

رقصنده موی چوب گری با گریزه ای بی چرایی حرکت کرد.

he remembered the ebony-haired girl from his childhood.

او دختر موی چوب گری را از کودکی خود به یاد می آورد.

the ebony-haired artist created stunning portraits.

هنرمند موی چوب گری پرتره های شگفت انگیزی ایجاد کرد.

her ebony-haired curls framed her delicate face.

شانه های موی چوب گری او چهره نرم او را چارچوب می داد.

the ebony-haired student excelled in her studies.

دانشجو موی چوب گری در مطالعات خود موفق بود.

he wrote a poem about an ebony-haired muse.

او یک شعر درباره موزه موی چوب گری نوشت.

the ebony-haired singer captivated the audience.

خواننده موی چوب گری مخاطب را جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید