raven-haired beauty
زیبایی موی سیاه گونه
a raven-haired woman
زنی با موی سیاه گونه
raven-haired locks
شانههای سیاه گونه
with raven-haired hair
با موی سیاه گونه
dark, raven-haired
سیاه، سیاه گونه
raven-haired youth
نوجوان موی سیاه گونه
she was raven-haired
او موی سیاه گونه داشت
raven-haired silhouette
silhouette موی سیاه گونه
his raven-haired head
سر او موی سیاه گونه
seeing raven-haired
دیدن سیاه گونه
she had long, raven-haired locks that cascaded down her back.
او دارای تالیههای بلندی از موی سیاهپر میبود که از پشت او پرت میشد.
the raven-haired stranger entered the dimly lit tavern.
شخص مجهولی با موی سیاهپر به کافé تاریک روشنایی وارد شد.
he admired the raven-haired beauty across the crowded room.
او زیبایی با موی سیاهپر را در سراسر اتاق پر از جمع خیل را دوست داشت.
the raven-haired poet wrote verses of love and loss.
شاعر با موی سیاهپر اشعاری از عشق و زیان نوشت.
a raven-haired child played in the park with a bright smile.
کودکی با موی سیاهپر با لبخند روشن در پارک بازی میکرد.
the raven-haired actress captivated audiences with her performance.
بازیگر با موی سیاهپر با بازی خود مخاطبان را جذب کرد.
he remembered the raven-haired woman from his childhood vividly.
او زنی با موی سیاهپر را به وضوح از کودکی خود به یاد میآورد.
the raven-haired knight stood bravely against the approaching darkness.
رITTER با موی سیاهپر با شجاعت در برابر تاریکی نزدیک ایستاد.
she wore a raven-haired wig for the theatrical production.
او برای تولید تئاتر یک موهای سیاهپر پوشید.
the raven-haired student excelled in her studies of ancient history.
دانشجو با موی سیاهپر در مطالعات تاریخ باستان خود موفق بود.
he sketched a portrait of a raven-haired woman with piercing eyes.
او یک پورتره از زنی با موی سیاهپر و چشمان تیز کشید.
raven-haired beauty
زیبایی موی سیاه گونه
a raven-haired woman
زنی با موی سیاه گونه
raven-haired locks
شانههای سیاه گونه
with raven-haired hair
با موی سیاه گونه
dark, raven-haired
سیاه، سیاه گونه
raven-haired youth
نوجوان موی سیاه گونه
she was raven-haired
او موی سیاه گونه داشت
raven-haired silhouette
silhouette موی سیاه گونه
his raven-haired head
سر او موی سیاه گونه
seeing raven-haired
دیدن سیاه گونه
she had long, raven-haired locks that cascaded down her back.
او دارای تالیههای بلندی از موی سیاهپر میبود که از پشت او پرت میشد.
the raven-haired stranger entered the dimly lit tavern.
شخص مجهولی با موی سیاهپر به کافé تاریک روشنایی وارد شد.
he admired the raven-haired beauty across the crowded room.
او زیبایی با موی سیاهپر را در سراسر اتاق پر از جمع خیل را دوست داشت.
the raven-haired poet wrote verses of love and loss.
شاعر با موی سیاهپر اشعاری از عشق و زیان نوشت.
a raven-haired child played in the park with a bright smile.
کودکی با موی سیاهپر با لبخند روشن در پارک بازی میکرد.
the raven-haired actress captivated audiences with her performance.
بازیگر با موی سیاهپر با بازی خود مخاطبان را جذب کرد.
he remembered the raven-haired woman from his childhood vividly.
او زنی با موی سیاهپر را به وضوح از کودکی خود به یاد میآورد.
the raven-haired knight stood bravely against the approaching darkness.
رITTER با موی سیاهپر با شجاعت در برابر تاریکی نزدیک ایستاد.
she wore a raven-haired wig for the theatrical production.
او برای تولید تئاتر یک موهای سیاهپر پوشید.
the raven-haired student excelled in her studies of ancient history.
دانشجو با موی سیاهپر در مطالعات تاریخ باستان خود موفق بود.
he sketched a portrait of a raven-haired woman with piercing eyes.
او یک پورتره از زنی با موی سیاهپر و چشمان تیز کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید