blacklisting individuals
مسدود کردن افراد
blacklisting practices
روشهای مسدودسازی
avoid blacklisting consequences
اجتناب از عواقب مسدودسازی
accusations of blacklisting
اتهامات مربوط به مسدودسازی
implementing blacklisting measures
اجرای اقدامات مسدودسازی
challenge blacklisting decisions
چالش با تصمیمات مسدودسازی
blacklisting certain users can improve online security.
مسدود کردن برخی از کاربران میتواند امنیت آنلاین را بهبود بخشد.
the company is considering blacklisting unreliable suppliers.
شرکت در حال بررسی امکان مسدود کردن تامینکنندگان غیرقابل اعتماد است.
blacklisting can prevent spam emails from reaching your inbox.
مسدود کردن میتواند از رسیدن ایمیلهای اسپم به صندوق ورودی شما جلوگیری کند.
they decided to start blacklisting offenders to maintain order.
آنها تصمیم گرفتند با هدف حفظ نظم، متخلفان را مسدود کنند.
blacklisting is a common practice in cybersecurity.
مسدود کردن یک روش رایج در امنیت سایبری است.
the government has a list for blacklisting fraudulent companies.
دولت فهرستی برای مسدود کردن شرکتهای متقلبانه دارد.
after the incident, she faced the risk of blacklisting.
پس از حادثه، او با خطر مسدود شدن روبرو شد.
blacklisting can sometimes lead to unintended consequences.
مسدود کردن گاهی اوقات میتواند منجر به عواقب ناخواسته شود.
many organizations use blacklisting to filter out harmful content.
سازمانهای زیادی از مسدود کردن برای فیلتر کردن محتوای مضر استفاده میکنند.
he was worried about being blacklisted by potential employers.
او نگران این بود که توسط کارفرمایان احتمالی مسدود شود.
blacklisting individuals
مسدود کردن افراد
blacklisting practices
روشهای مسدودسازی
avoid blacklisting consequences
اجتناب از عواقب مسدودسازی
accusations of blacklisting
اتهامات مربوط به مسدودسازی
implementing blacklisting measures
اجرای اقدامات مسدودسازی
challenge blacklisting decisions
چالش با تصمیمات مسدودسازی
blacklisting certain users can improve online security.
مسدود کردن برخی از کاربران میتواند امنیت آنلاین را بهبود بخشد.
the company is considering blacklisting unreliable suppliers.
شرکت در حال بررسی امکان مسدود کردن تامینکنندگان غیرقابل اعتماد است.
blacklisting can prevent spam emails from reaching your inbox.
مسدود کردن میتواند از رسیدن ایمیلهای اسپم به صندوق ورودی شما جلوگیری کند.
they decided to start blacklisting offenders to maintain order.
آنها تصمیم گرفتند با هدف حفظ نظم، متخلفان را مسدود کنند.
blacklisting is a common practice in cybersecurity.
مسدود کردن یک روش رایج در امنیت سایبری است.
the government has a list for blacklisting fraudulent companies.
دولت فهرستی برای مسدود کردن شرکتهای متقلبانه دارد.
after the incident, she faced the risk of blacklisting.
پس از حادثه، او با خطر مسدود شدن روبرو شد.
blacklisting can sometimes lead to unintended consequences.
مسدود کردن گاهی اوقات میتواند منجر به عواقب ناخواسته شود.
many organizations use blacklisting to filter out harmful content.
سازمانهای زیادی از مسدود کردن برای فیلتر کردن محتوای مضر استفاده میکنند.
he was worried about being blacklisted by potential employers.
او نگران این بود که توسط کارفرمایان احتمالی مسدود شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید