blackmailers

[ایالات متحده]/ˈblækˌmeɪlərz/
[بریتانیا]/ˈblækmˌeɪlər z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که از دیگران باج‌خواهی می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

blackmailers' demands

مطالبات آدمکشان

ruthless blackmailers

آدمکشان بی‌رحم

جملات نمونه

the blackmailers threatened to release sensitive information.

باجگیرها تهدید کردند اطلاعات حساس را منتشر کنند.

many blackmailers operate in the shadows of the internet.

بسیاری از باجگیرها در سایه‌های اینترنت فعالیت می‌کنند.

she was a victim of blackmailers who demanded money.

او قربانی باجگیرانی بود که خواستار پول شدند.

the police are working to catch the blackmailers.

پلیس در تلاش برای دستگیری باجگیران است.

blackmailers often use fake identities to deceive their targets.

باجگیران اغلب از هویت‌های جعلی برای فریب دادن اهداف خود استفاده می‌کنند.

it's important to report blackmailers to the authorities.

گزارش دادن باجگیران به مقامات مهم است.

blackmailers thrive on the fear of their victims.

باجگیران از ترس قربانیان خود تغذیه می‌کنند.

she refused to give in to the blackmailers' demands.

او از دادن به خواسته‌های باجگیران امتناع کرد.

blackmailers can cause severe emotional distress.

باجگیران می‌توانند باعث ناراحتی شدید عاطفی شوند.

many blackmailers are skilled manipulators.

بسیاری از باجگیران دست‌کاران ماهر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید