blatantly

[ایالات متحده]/'bleitəntli/
[بریتانیا]/ˈbletntlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور علنی، با سر و صدا

عبارات و ترکیب‌ها

blatantly obvious

واضح و آشکار

blatantly false

کاملاً نادرست

جملات نمونه

He blatantly ignored her warnings.

او به وضوح هشدارهای او را نادیده گرفت.

She blatantly lied about her whereabouts.

او به وضوح در مورد موقعیت مکانی خود دروغ گفت.

The company blatantly disregarded safety regulations.

شرکت به وضوح مقررات ایمنی را نادیده گرفت.

He blatantly cheated on the exam.

او به وضوح در امتحان تقلب کرد.

She blatantly flaunted her wealth.

او به وضوح ثروت خود را به رخ کشید.

The politician blatantly lied to the public.

سیاستمدار به وضوح به مردم دروغ گفت.

The student blatantly copied someone else's work.

دانشجو به وضوح کار شخص دیگری را کپی کرد.

The company blatantly discriminated against older employees.

شرکت به وضوح با کارمندان مسن تبعیض قائل شد.

She blatantly manipulated the situation to her advantage.

او به وضوح وضعیت را به نفع خود دستکاری کرد.

He blatantly violated the terms of the contract.

او به وضوح شرایط قرارداد را نقض کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید