flagrantly

[ایالات متحده]/'fleigrəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

قید: به شیوه‌ای به وضوح یا به طرز برجسته‌ای توهین‌آمیز.

جملات نمونه

The company flagrantly violated labor laws.

شرکت آشکارا قوانین کار را نقض کرد.

He flagrantly ignored the rules and regulations.

او آشکارا قوانین و مقررات را نادیده گرفت.

The celebrity was flagrantly flaunting their wealth.

سلبریتی آشکارا ثروت خود را به نمایش می‌گذاشت.

The politician was caught flagrantly lying to the public.

سیاستمدان در حال دروغگویی آشکار به مردم دستگیر شد.

The student was flagrantly cheating on the exam.

دانشجو آشکارا در امتحان تقلب می‌کرد.

The company was flagrantly discriminating against certain employees.

شرکت آشکارا تبعیض علیه برخی از کارمندان اعمال می‌کرد.

The athlete was flagrantly doping to enhance performance.

ورزشکار آشکارا برای افزایش عملکرد از مواد نیروزا استفاده می‌کرد.

The store was flagrantly overcharging customers.

فروشگاه آشکارا از مشتریان قیمت بیش از حد می‌گرفت.

The teacher was flagrantly favoring certain students over others.

معلم آشکارا نسبت به سایرین، برخی از دانش‌آموزان را ترجیح می‌داد.

The manager was flagrantly abusing their power.

مدیر آشکارا از قدرت خود سوء استفاده می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید