bloodthirsty

[ایالات متحده]/'blʌdθɜːstɪ/
[بریتانیا]/'blʌdθɝsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشتاق به کشتن، بی‌رحم.

جملات نمونه

we Scots were a bloodthirsty race then.

ما اسکاتلندی‌ها آن زمان یک نژاد خونخوار بودیم.

نمونه‌های واقعی

Can you see that the more this play goes on, Macbeth just becomes more and more bloodthirsty?

آیا متوجه می‌شوید که با پیشرفت بیشتر این نمایش، مکبث بیشتر و بیشتر خون‌خوار می‌شود؟

منبع: Appreciation of English Poetry

He was sad because his new friend was so bloodthirsty.

او ناراحت بود زیرا دوست جدیدش آنقدر خون‌خوار بود.

منبع: Charlotte's Web

When in bloodthirsty history did beauty ever save anyone from anything?

چه زمانی در تاریخ خون‌خوار، زیبایی تا به حال کسی را از چیزی نجات داده است؟

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

Harry, you've seen the way that bloodthirsty beast of hers...

هری، شما دیده‌اید که آن حیوان خون‌خوار او چگونه...

منبع: Films

The stripes actual purpose is most likely to confuse bloodthirsty biting flies.

هدف اصلی راه‌های راهنما احتمالاً گیج کردن مگس‌های خون‌خوار است.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Bloodthirsty beasts just waiting out there in the waves to feast on human flesh.

حیوانات خون‌خوار که فقط در آنجا در امواج منتظرند تا بر روی گوشت انسان تغذیه کنند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Handing out sliced oranges to bloodthirsty kids can be as exciting as watching your own kid score a goal.

دادن برش‌های پرتقال به بچه‌های خون‌خوار می‌تواند به اندازه تماشای گل خوردن فرزند خودتان هیجان‌انگیز باشد.

منبع: Gaokao Reading Real Questions

They're often bloodthirsty, say things like " ar" and might even have a parrot perch on their shoulder.

آنها اغلب خون‌خوار هستند، چیزهایی مانند " ar" می‌گویند و حتی ممکن است یک طوطی روی شانه‌شان بنشیند.

منبع: One Hundred Thousand Whys

" It's a miserable inheritance, " said Wilbur, gloomily. He was sad because his new friend was so bloodthirsty.

" این یک ارثیه ناخوشاختار است،" ویلبر با ناراحتی گفت. او ناراحت بود زیرا دوست جدیدش آنقدر خون‌خوار بود.

منبع: Charlotte's Web

Oh, Charlotte, he said. To think that when I first met you I thought you were cruel and bloodthirsty!

اوه، شارلوت، او گفت. به این فکر کنید که وقتی اول با شما آشنا شدم فکر کردم شما بی‌رحم و خون‌خوار هستید!

منبع: Charlotte's Web

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید