blowhole

[ایالات متحده]/blaʊˈhəʊl/
[بریتانیا]/bloʊˈhoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک باز شدن در بالای سر یک نهنگ که از طریق آن نفس می‌کشد و آب را خارج می‌کند؛ یک شافت یا مجرای تهویه در یک تونل، معدن یا ساختار زیرزمینی دیگر؛ یک سوراخ در سنگ که از طریق آن هوا یا گازها خارج می‌شوند.
Word Forms
جمعblowholes

عبارات و ترکیب‌ها

close the blowhole

بستن منفذ تنفسی

observe the blowhole

مشاهده منفذ تنفسی

جملات نمونه

the whale's blowhole is essential for breathing.

دهانه تنفسی نهنگ برای تنفس ضروری است.

we could see the blowhole from the boat.

ما می‌توانستیم دهانه تنفسی را از قایق ببینیم.

the blowhole allows the whale to exhale air quickly.

دهانه تنفسی به نهنگ اجازه می‌دهد تا هوا را به سرعت بیرون دهد.

during the tour, we learned about the blowhole's function.

در طول تور، ما در مورد عملکرد دهانه تنفسی یاد گرفتیم.

the blowhole can be seen when the whale surfaces.

دهانه تنفسی زمانی که نهنگ به سطح آب می‌آید قابل مشاهده است.

blowholes are a unique adaptation in marine mammals.

دهانه‌های تنفسی یک سازگاری منحصر به فرد در پستانداران دریایی هستند.

we observed the blowhole activity during our whale watching trip.

ما فعالیت دهانه تنفسی را در طول سفر تماشای نهنگ خود مشاهده کردیم.

the blowhole sprays water high into the air.

دهانه تنفسی آب را با ارتفاع زیاد به هوا پاش می‌کند.

identifying the blowhole helps in recognizing different whale species.

تشخیص دهانه تنفسی به شناسایی گونه‌های مختلف نهنگ کمک می‌کند.

after a long dive, the whale surfaced to use its blowhole.

پس از غواصی طولانی، نهنگ برای استفاده از دهانه تنفسی خود به سطح آب آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید