blue-gray sky
آسمان آبی-خاكستری
blue-gray hues
حالتهای آبی-خاكستری
blue-gray paint
رنگ آبی-خاكستری
blue-gray stone
سنگ آبی-خاكستری
blue-gray light
نور آبی-خاكستری
a blue-gray color
یک رنگ آبی-خاكستری
blue-gray curtains
پردههای آبی-خاكستری
blue-gray shadows
سایههای آبی-خاكستری
blue-gray morning
صبح آبی-خاكستری
blue-gray wool
پشم آبی-خاكستری
the sky was a soft blue-gray, hinting at an approaching storm.
آسمان آبی-خاكستری ملایمی داشت که نشاندهنده قریبالوقوع طوفان بود.
he wore a blue-gray sweater and jeans, a casual and comfortable look.
او یک ژاکت و شلوار جین آبی-خاكستری پوشیده بود، ظاهری غیررسمی و راحت.
the old house had a blue-gray facade, weathered by years of coastal winds.
خانه قدیمی نمای آبی-خاكستری داشت که در اثر سالها وزش بادهای ساحلی رنگ و رو رفته بود.
the artist mixed blue and gray to create a beautiful blue-gray hue for the painting.
هنرمند رنگ آبی و خاکستری را با هم مخلوط کرد تا رنگ آبی-خاكستری زیبایی برای نقاشی ایجاد کند.
the mountains in the distance appeared as a hazy blue-gray silhouette.
كوهها در دوردست به شكل يك شبح آبی-خاكستری مبهم به نظر میرسیدند.
she admired the blue-gray tones of the antique ceramic vase.
او رنگهای آبی-خاكستری گلدان سفالی قدیمی را تحسین کرد.
the bird's feathers were a subtle shade of blue-gray, providing excellent camouflage.
پرندگان به رنگ آبی-خاكستری ملایمی بودند که استتار عالی فراهم میکرد.
the ocean reflected the sky, appearing a deep blue-gray on a cloudy day.
اقیانوس آسمان را منعکس میکرد و در روزهای ابری به رنگ آبی-خاكستری عمیقی در میآمد.
the blue-gray light filtering through the trees created a peaceful atmosphere.
نور آبی-خاكستری که از میان درختان عبور میکرد، فضایی آرام ایجاد کرد.
the detective noticed a blue-gray stain on the suspect's shirt.
كارآگاه لكهای آبی-خاكستری روی پیراهن مظنون متوجه شد.
the furniture was a modern blue-gray, complementing the room's decor.
مبلمان به رنگ آبی-خاكستری مدرن بود و با دكوراسیون اتاق مطابقت داشت.
blue-gray sky
آسمان آبی-خاكستری
blue-gray hues
حالتهای آبی-خاكستری
blue-gray paint
رنگ آبی-خاكستری
blue-gray stone
سنگ آبی-خاكستری
blue-gray light
نور آبی-خاكستری
a blue-gray color
یک رنگ آبی-خاكستری
blue-gray curtains
پردههای آبی-خاكستری
blue-gray shadows
سایههای آبی-خاكستری
blue-gray morning
صبح آبی-خاكستری
blue-gray wool
پشم آبی-خاكستری
the sky was a soft blue-gray, hinting at an approaching storm.
آسمان آبی-خاكستری ملایمی داشت که نشاندهنده قریبالوقوع طوفان بود.
he wore a blue-gray sweater and jeans, a casual and comfortable look.
او یک ژاکت و شلوار جین آبی-خاكستری پوشیده بود، ظاهری غیررسمی و راحت.
the old house had a blue-gray facade, weathered by years of coastal winds.
خانه قدیمی نمای آبی-خاكستری داشت که در اثر سالها وزش بادهای ساحلی رنگ و رو رفته بود.
the artist mixed blue and gray to create a beautiful blue-gray hue for the painting.
هنرمند رنگ آبی و خاکستری را با هم مخلوط کرد تا رنگ آبی-خاكستری زیبایی برای نقاشی ایجاد کند.
the mountains in the distance appeared as a hazy blue-gray silhouette.
كوهها در دوردست به شكل يك شبح آبی-خاكستری مبهم به نظر میرسیدند.
she admired the blue-gray tones of the antique ceramic vase.
او رنگهای آبی-خاكستری گلدان سفالی قدیمی را تحسین کرد.
the bird's feathers were a subtle shade of blue-gray, providing excellent camouflage.
پرندگان به رنگ آبی-خاكستری ملایمی بودند که استتار عالی فراهم میکرد.
the ocean reflected the sky, appearing a deep blue-gray on a cloudy day.
اقیانوس آسمان را منعکس میکرد و در روزهای ابری به رنگ آبی-خاكستری عمیقی در میآمد.
the blue-gray light filtering through the trees created a peaceful atmosphere.
نور آبی-خاكستری که از میان درختان عبور میکرد، فضایی آرام ایجاد کرد.
the detective noticed a blue-gray stain on the suspect's shirt.
كارآگاه لكهای آبی-خاكستری روی پیراهن مظنون متوجه شد.
the furniture was a modern blue-gray, complementing the room's decor.
مبلمان به رنگ آبی-خاكستری مدرن بود و با دكوراسیون اتاق مطابقت داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید