bluegills

[ایالات متحده]/bluːɡɪlz/
[بریتانیا]/blooˈɡɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی آب شیرین با نشانه‌های آبی و سبز که در حوضه رودخانه می‌سی‌سی‌پی یافت می‌شود.

جملات نمونه

bluegills are popular among freshwater anglers.

ماهی‌های آبی در بین ماهیگیران آب شیرین محبوب هستند.

many people enjoy fishing for bluegills in the summer.

بسیاری از مردم از ماهیگیری برای ماهی‌های آبی در تابستان لذت می‌برند.

bluegills can be found in lakes and ponds.

ماهی‌های آبی را می‌توان در دریاچه‌ها و برکه‌ها یافت.

bluegills are often used as bait for larger fish.

ماهی‌های آبی اغلب به عنوان طعمه برای ماهی‌های بزرگتر استفاده می‌شوند.

fishing for bluegills can be a relaxing hobby.

ماهیگیری برای ماهی‌های آبی می‌تواند یک سرگرمی آرامش‌بخش باشد.

bluegills spawn in shallow waters during spring.

ماهی‌های آبی در فصل بهار در آب‌های کم‌عمق تخم‌گذاری می‌کنند.

bluegills have a diet that includes insects and small crustaceans.

ماهی‌های آبی رژیمی دارند که شامل حشرات و سخت‌پوستان کوچک است.

anglers often use worms or small lures to attract bluegills.

ماهیگیران اغلب از کرم یا طعمه‌های کوچک برای جذب ماهی‌های آبی استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید