bluffs

[ایالات متحده]/blʌfs/
[بریتانیا]/blʌfz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تپه‌هایی که شیب‌دار و اغلب خطرناک هستند؛ یک صخره یا شیب بلند که بر روی یک رودخانه یا دریا مشرف است
v. به کسی القا کردن که چیزی حقیقت دارد با وانمود کردن به آن، اغلب برای ترساندن آن‌ها؛ وانمود کردن به داشتن قدرت یا منابع بیشتر از آنچه که در واقع دارید برای دستیابی به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

call someone's bluffs

شرایط را به چالش بکشید

bluff about something

تقلید در مورد چیزی

جملات نمونه

he often bluffs during poker games.

او اغلب در طول بازی پوکر دست می کند.

she bluffs her way through tough conversations.

او با فریب از میان مکالمات سخت عبور می کند.

the con artist bluffs his victims into believing his lies.

کلاهبردار قربانیان خود را فریب می دهد تا باور کنند که دروغ های او حقیقت دارند.

he was just bluffing about his achievements.

او فقط در مورد دستاوردهای خود اغراق می کرد.

don't be fooled; he always bluffs to gain an advantage.

فریب نخورید؛ او همیشه برای به دست آوردن برتری دست می کند.

she bluffs her confidence, but she's really nervous.

او اعتماد به نفس خود را نشان می دهد، اما واقعاً مضطرب است.

in negotiation, sometimes you have to bluff a little.

در مذاکره، گاهی اوقات باید کمی دست بزنید.

he bluffed his way out of a difficult situation.

او با فریب از یک موقعیت دشوار خارج شد.

the team bluffs to distract their opponents.

تیم برای حواس پرتی حریفان دست می کند.

she can easily bluff her way into any party.

او به راحتی می تواند با فریب وارد هر مهمانی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید