hot water scald
سوختگی با آب داغ
scalding water
آب جوش
careless scalding
آسیب سوختگی ناشی از بیاحتیاطی
prevent scalding injuries
جلوگیری از آسیبهای سوختگی
minor scald treatment
درمان سوختگی جزئی
steam can scald
بخار میتواند باعث سوختگی شود
a scalding tirade of abuse.
یک سخنرانی سوزاننده و توهین آمیز.
a scalding review of the play.
یک بررسی سوزاننده از نمایش.
she took a sip of scalding tea.
او جرعه ای از چای داغ نوشید.
scalded the hide to remove the hair; scalded and peeled the tomatoes.
پوست را برای برداشتن موها آبجوش کرد؛ گوجه فرنگیها را آبجوش کرد و پوست آنها را کند.
the tea scalded his tongue.
چای زبانش را سوزاند.
Don’t scald your lips in another man’s porridge.
لب های خود را در فرینه مرد دیگری نسوزانید.
she fought to stave off the hot tears scalding her eyes.
او برای جلوگیری از جاری شدن اشک های سوزاننده از چشمانش جنگید.
Her eyes were blinded by scalding tears.
چشمانش با اشک های سوزاننده کور شد.
the kettle boiled and spurted scalding water everywhere.
کتلی جوشید و آب داغ همه جا پاشید.
The result demonstrated that scalding is not beneficial for storag e of fresh-cut taros.
نتیجه نشان داد که جوشاندن برای نگهداری از گزنه های تازه مزایدی ندارد.
Horizontal Scadder N Depilating Machinery : This scalder and Dehairer is combination for mid to small scale poultry processing , It is used for,chickens,ducks and gooses scalding and depilating.
ماشین آلات پوستگیری و پرکنی افقی Scadder N: این دستگاه پوستکنی و پرکنی برای فرآوری طیور در مقیاس متوسط تا کوچک ترکیبی است، برای آبکشی و پرکنی مرغ، اردک و غاز استفاده میشود.
For the ulcers are not grabbing things, Ecthyma erosion, trauma, burn and scald.
زیرا زخم ها چیزها را نمی گیرند، Ecthyma فرسایش، تروما، سوختگی و جوشاندن.
hot water scald
سوختگی با آب داغ
scalding water
آب جوش
careless scalding
آسیب سوختگی ناشی از بیاحتیاطی
prevent scalding injuries
جلوگیری از آسیبهای سوختگی
minor scald treatment
درمان سوختگی جزئی
steam can scald
بخار میتواند باعث سوختگی شود
a scalding tirade of abuse.
یک سخنرانی سوزاننده و توهین آمیز.
a scalding review of the play.
یک بررسی سوزاننده از نمایش.
she took a sip of scalding tea.
او جرعه ای از چای داغ نوشید.
scalded the hide to remove the hair; scalded and peeled the tomatoes.
پوست را برای برداشتن موها آبجوش کرد؛ گوجه فرنگیها را آبجوش کرد و پوست آنها را کند.
the tea scalded his tongue.
چای زبانش را سوزاند.
Don’t scald your lips in another man’s porridge.
لب های خود را در فرینه مرد دیگری نسوزانید.
she fought to stave off the hot tears scalding her eyes.
او برای جلوگیری از جاری شدن اشک های سوزاننده از چشمانش جنگید.
Her eyes were blinded by scalding tears.
چشمانش با اشک های سوزاننده کور شد.
the kettle boiled and spurted scalding water everywhere.
کتلی جوشید و آب داغ همه جا پاشید.
The result demonstrated that scalding is not beneficial for storag e of fresh-cut taros.
نتیجه نشان داد که جوشاندن برای نگهداری از گزنه های تازه مزایدی ندارد.
Horizontal Scadder N Depilating Machinery : This scalder and Dehairer is combination for mid to small scale poultry processing , It is used for,chickens,ducks and gooses scalding and depilating.
ماشین آلات پوستگیری و پرکنی افقی Scadder N: این دستگاه پوستکنی و پرکنی برای فرآوری طیور در مقیاس متوسط تا کوچک ترکیبی است، برای آبکشی و پرکنی مرغ، اردک و غاز استفاده میشود.
For the ulcers are not grabbing things, Ecthyma erosion, trauma, burn and scald.
زیرا زخم ها چیزها را نمی گیرند، Ecthyma فرسایش، تروما، سوختگی و جوشاندن.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید