| جمع | boogeymen |
facing your boogeyman
مواجهه با بوگیمن خود
the boogeyman hides in the closet.
بو گی مان در کمد پنهان میشود.
children often talk about the boogeyman.
کودکان اغلب دربارهٔ بو گی مان صحبت میکنند.
don't let the boogeyman scare you at night.
نگذارید بو گی مان شما را شبها بترساند.
parents use the boogeyman as a warning.
والدین از بو گی مان به عنوان یک هشدار استفاده میکنند.
the legend of the boogeyman is widespread.
افسانهی بو گی مان بسیار گسترده است.
she checked under the bed for the boogeyman.
او زیر تخت را برای پیدا کردن بو گی مان بررسی کرد.
the boogeyman is a common fear for kids.
بو گی مان یک ترس رایج برای کودکان است.
he told a story about the boogeyman.
او داستانی دربارهٔ بو گی مان تعریف کرد.
some believe the boogeyman is just a myth.
برخی معتقدند بو گی مان فقط یک افسانه است.
to calm her, he dismissed the boogeyman as fiction.
برای آرام کردن او، او بو گی مان را به عنوان یک داستان تخیلی رد کرد.
facing your boogeyman
مواجهه با بوگیمن خود
the boogeyman hides in the closet.
بو گی مان در کمد پنهان میشود.
children often talk about the boogeyman.
کودکان اغلب دربارهٔ بو گی مان صحبت میکنند.
don't let the boogeyman scare you at night.
نگذارید بو گی مان شما را شبها بترساند.
parents use the boogeyman as a warning.
والدین از بو گی مان به عنوان یک هشدار استفاده میکنند.
the legend of the boogeyman is widespread.
افسانهی بو گی مان بسیار گسترده است.
she checked under the bed for the boogeyman.
او زیر تخت را برای پیدا کردن بو گی مان بررسی کرد.
the boogeyman is a common fear for kids.
بو گی مان یک ترس رایج برای کودکان است.
he told a story about the boogeyman.
او داستانی دربارهٔ بو گی مان تعریف کرد.
some believe the boogeyman is just a myth.
برخی معتقدند بو گی مان فقط یک افسانه است.
to calm her, he dismissed the boogeyman as fiction.
برای آرام کردن او، او بو گی مان را به عنوان یک داستان تخیلی رد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید