boogies

[ایالات متحده]/ˈbuːɡiz/
[بریتانیا]/ˈbuːɡiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به رقصیدن به موسیقی محبوب با سرعت بالا.

عبارات و ترکیب‌ها

boogies with friends

رقص با دوستان

جملات نمونه

she loves to dance and boogies every weekend.

او عاشق رقصیدن و هر آخر هفته به رقص در می آید.

the kids boogies around the living room after school.

بچه‌ها بعد از مدرسه در اطراف اتاق نشیمن به رقص در می‌آیند.

he boogies to the beat of his favorite song.

او به ریتم آهنگ مورد علاقه خود می‌رقصد.

let's boogie at the party tonight!

بیا در مهمانی امشب برقصیم!

she boogies with her friends every friday night.

او هر شب جمعه با دوستانش می‌رقصد.

the dance floor was packed as everyone boogies.

کف رقص شلوغ بود زیرا همه می‌رقصیدند.

he boogies like nobody's watching.

او طوری می‌رقصد که انگار کسی نگاه نمی‌کند.

after a long week, it's time to boogie!

بعد از یک هفته طولانی، وقت رقصیدن است!

they boogies until the early hours of the morning.

آنها تا ساعات اولیه صبح می‌رقصند.

the concert ended, but the crowd continued to boogie.

اجرا تمام شد، اما جمعیت به رقصیدن ادامه دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید