bootlicking

[ایالات متحده]/ˈbuːtlɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbʊtˌlɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بیش از حد تعریف کردن یا ستودن کسی، به ویژه به منظور جلب محبت.

عبارات و ترکیب‌ها

engage in bootlicking

شرکت در چاپلوسی

accusation of bootlicking

اتهام چاپلوسی

avoid bootlicking behavior

اجتناب از رفتار چاپلوسانه

جملات نمونه

his bootlicking behavior annoyed everyone in the office.

رفتار چاپ‌زده‌اش باعث ناراحتی همه در دفتر شد.

she was known for her bootlicking to the boss.

او به خاطر چاپ‌زده‌گی‌اش برای رئیس معروف بود.

bootlicking won't get you respect in the long run.

چاپ‌زده‌گی در درازمدت به شما احترام نخواهد داد.

his constant bootlicking made him unpopular among peers.

چاپیدن مداوم او باعث شد که در بین همکاران محبوب نباشد.

people often resort to bootlicking to gain favor.

افراد اغلب برای جلب توجه به چاپ‌زده‌گی روی می‌آورند.

bootlicking is a common tactic in competitive workplaces.

چاپ‌زده‌گی یک تاکتیک رایج در محیط‌های کار رقابتی است.

she realized that bootlicking was not her style.

او متوجه شد که چاپ‌زده‌گی سبک او نیست.

the employee's bootlicking earned him a promotion.

چاپ‌زده‌گی کارمند باعث شد او ترفیع بگیرد.

bootlicking can sometimes backfire and harm your reputation.

چاپ‌زده‌گی گاهی اوقات ممکن است به ضرر شما تمام شود و به شهرت شما آسیب برساند.

he was accused of bootlicking to maintain his position.

او به چاپ‌زده‌گی متهم شد تا موقعیت خود را حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید