bopped

[ایالات متحده]/bɒpt/
[بریتانیا]/bopd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vpast بوبید \npast participle بوبیده

جملات نمونه

he bopped around the room, dancing to the music.

او در حالی که به موسیقی گوش می‌داد، در اتاقچه به اطراف می‌رقصید.

the kids bopped their heads to the beat of the song.

بچه‌ها با ریتم آهنگ سر تکان می‌دادند.

she bopped him playfully on the arm.

او به طور بازیگانه به بازوی او ضربه زد.

they bopped to the rhythm during the concert.

آنها در طول کنسرت با ریتم همراه شدند.

he bopped his friend on the head with a pillow.

او با یک بالش به سر دوستش ضربه زد.

she bopped along with the catchy tune.

او با آهنگ جذاب همراه شد.

the dog bopped its nose against the door.

سگ با بینی‌اش به در کوبید.

they bopped their way through the crowded street.

آنها با رقصیدن از خیابان شلوغ عبور کردند.

he bopped his head to the music while cooking.

او در حالی که آشپزی می‌کرد، با سر به موسیقی گوش می‌داد.

she bopped in excitement when she heard the news.

وقتی خبر را شنید، از هیجان به رقص در آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید