Maggie was touched by the kind gesture.
مگی تحت تاثیر حرکت مهربانه قرار گرفت.
The criticism touched a nerve.
این انتقادها به روح و احساسات او برخورد کرد.
The article touched on the main problem.
این مقاله به مسئله اصلی اشاره کرد.
touched the sore spot with a probe.
منطقه دردناک را با یک پروب لمس کرد.
plants touched by frost.
گیاهانی که مورد اصابت سرما قرار گرفته اند.
a white petal touched with pink.
یک گلبرگ سفید که با رنگ صورتی لمس شده است.
touched a friend for five dollars.
پنج دلار از یک دوست قرض گرفت.
The spacecraft touched down on schedule.
فضاپیما طبق برنامه فرود آمد.
frenzy that touched on clinical insanity.
جنون که به جنون بالینی اشاره داشت.
He touched me on the arm.
او به من روی بازو دست زد.
touched a control to improve the TV picture; touched 19 on the phone to get room service.
برای بهبود تصویر تلویزیون، یک کنترل را دست زد؛ با شماره 19 تماس گرفت تا خدمات اتاق را دریافت کند.
She touched its tough irregular surface.
او به سطح سخت و نامنظم آن دست زد.
He was really touched beyond words.
او واقعاً فراتر از کلمات تحت تاثیر قرار گرفت.
We were deeply touched by the sentimental movie.
ما عمیقاً تحت تأثیر فیلم احساسی قرار گرفتیم.
His hair was touched with grey.
موهایش با خاکستری رنگ شده بود.
he touched his hat in acknowledgement .
به عنوان نشانه قدردانی، به کلاهش دست زد.
Julia's soft heart was touched by his grief.
قلب مهربان جولیا تحت تأثیر غم و اندوه او قرار گرفت.
he touched her cheek softly.
او به آرامی گونه او را دست زد.
I was touched by his solicitude.
من تحت تأثیر مراقبت او قرار گرفتم.
he touched a strand of her hair.
او یک تار موی او را لمس کرد.
Maggie was touched by the kind gesture.
مگی تحت تاثیر حرکت مهربانه قرار گرفت.
The criticism touched a nerve.
این انتقادها به روح و احساسات او برخورد کرد.
The article touched on the main problem.
این مقاله به مسئله اصلی اشاره کرد.
touched the sore spot with a probe.
منطقه دردناک را با یک پروب لمس کرد.
plants touched by frost.
گیاهانی که مورد اصابت سرما قرار گرفته اند.
a white petal touched with pink.
یک گلبرگ سفید که با رنگ صورتی لمس شده است.
touched a friend for five dollars.
پنج دلار از یک دوست قرض گرفت.
The spacecraft touched down on schedule.
فضاپیما طبق برنامه فرود آمد.
frenzy that touched on clinical insanity.
جنون که به جنون بالینی اشاره داشت.
He touched me on the arm.
او به من روی بازو دست زد.
touched a control to improve the TV picture; touched 19 on the phone to get room service.
برای بهبود تصویر تلویزیون، یک کنترل را دست زد؛ با شماره 19 تماس گرفت تا خدمات اتاق را دریافت کند.
She touched its tough irregular surface.
او به سطح سخت و نامنظم آن دست زد.
He was really touched beyond words.
او واقعاً فراتر از کلمات تحت تاثیر قرار گرفت.
We were deeply touched by the sentimental movie.
ما عمیقاً تحت تأثیر فیلم احساسی قرار گرفتیم.
His hair was touched with grey.
موهایش با خاکستری رنگ شده بود.
he touched his hat in acknowledgement .
به عنوان نشانه قدردانی، به کلاهش دست زد.
Julia's soft heart was touched by his grief.
قلب مهربان جولیا تحت تأثیر غم و اندوه او قرار گرفت.
he touched her cheek softly.
او به آرامی گونه او را دست زد.
I was touched by his solicitude.
من تحت تأثیر مراقبت او قرار گرفتم.
he touched a strand of her hair.
او یک تار موی او را لمس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید