boyfriend

[ایالات متحده]/'bɒɪfrend/
[بریتانیا]/'bɔɪfrɛnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شریک مردانه در یک رابطه عاشقانه، معشوق، همدم مرد
Word Forms

جملات نمونه

Alice’s boyfriend knew a little karate.

دوست پسر آلیس کمی کاراته بلد بود.

Her boyfriend is really wet.

دوست پسرش واقعا خیس است.

her boyfriend left her for another woman.

دوست پسرش او را برای یک زن دیگر ترک کرد.

It’s from my boyfriend, if you must know.

اگر اصرار دارید، از طرف دوست پسرم است.

My boyfriend is used to a meany.

دوست پسرم به یک بداختر عادت دارد.

Why don't you just spunge off your boyfriend?

چرا از دوست پسرت نخواهید خواست؟

Jack is Mary's boyfriend -- Mary is Jack's girlfriend.

جک دوست پسر مری است -- مری دوست دختر جک است.

Mary's new boyfriend is quite a dish, isn't he?

دوست پسر جدید مری بسیار جذاب است، مگه نه؟

She meets her old boyfriend for a drink.

او با دوست پسر سابقش برای نوشیدنی ملاقات می کند.

Nicola gabbled on about her boyfriend for hours.

نیکولا برای ساعت ها درباره دوست پسرش صحبت کرد.

Her boyfriend is a good-for-nothing layabout.

دوست پسرش یک بیکار بی فایده است.

She looked lovingly into her boyfriend’s face.

او با عشق به چهره دوست پسرش نگاه کرد.

a casual remark that brought swift retaliation from her boyfriend

یک اظهار نظر اتفاقی که باعث واکنش سریع دوست پسرش شد.

her former boyfriend was convicted of assaulting her.

دوست پسر سابقش به اتهام حمله به او محکوم شد.

I don't want an indignant boyfriend on my doorstep breathing fire.

نمی‌خواهم دوست پسری عصبانی در آستان درم آتش بریزد.

she had rowed with her boyfriend the day before.

او روز قبل با دوست پسرش دعوا کرده بود.

I hear she’s finally given her boyfriend the elbow.

شنیدم که او بالاخره با دوست پسرش قطع رابطه کرده است.

Her husband doesn’t know it, but she’s got a boyfriend on the side.

شوهرش نمی داند، اما او یک دوست پسر در کنار دارد.

(Smiling cutely) An adorable boyfriend with a lot of charms.

(با لبخند زیبا) یک دوست پسر دوست داشتنی با خصوصیات زیاد.

نمونه‌های واقعی

I was fat and had no boyfriend.

من چاق بودم و پسری نداشتم.

منبع: Love resides in my heart.

Did you ever even have a boyfriend?

آیا تا به حال حتی پسری داشته ای؟

منبع: (500) Days of Summer

Of course he is. He is your boyfriend!

البته که هست. او پسر شماست!

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

That's because the girl had another boyfriend.

این به این دلیل است که آن دختر پسر دیگری داشت.

منبع: 101 Children's English Stories

Mary kissed her boyfriend goodbye before he left.

مری قبل از رفتن دوست پسرش را بوسید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Officers are looking for Ms. Mutua's boyfriend.

ماموران به دنبال پسر دوستِ خانم موتوا هستند.

منبع: BBC Listening Collection April 2022

Lee is really serious about her new boyfriend.

لی در مورد پسر جدیدش بسیار جدی است.

منبع: Ancient Wisdom and Contemporary Love (Audio Version)

So? Why don't you like my boyfriend?

پس چی؟ چرا از پسر من خوشت نمیاد؟

منبع: Modern Family - Season 04

We borrowed it from my mom's boyfriend.

ما آن را از پسر دوستِ مادرم قرض گرفتیم.

منبع: Young Sheldon Season 4

Ms. Danvers. - Yeah, this is my boyfriend, Mike.

خانم دانورز. - بله، این پسر من، مایک است.

منبع: Super Girl Season 2 S02

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید