bragged

[ایالات متحده]/bræɡd/
[بریتانیا]/ bragt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خود را به رخ کشیدن؛ به طور بیش از حد درباره دستاوردها یا دارایی‌های خود صحبت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

bragged about

در مورد صحبت کرد

bragged to

به او افتخار کرد

bragged on

در مورد او صحبت کرد

bragged herself

خودش را به رخ کشید

bragged about it

در مورد آن صحبت کرد

bragged to him

به او افتخار کرد

bragged on his

در مورد او صحبت کرد

جملات نمونه

he bragged about his new car to everyone.

او درباره ماشین جدیدش به همه صحبت می‌کرد.

she bragged that she could run a marathon.

او گفت که می‌تواند یک ماراتن بدود.

they bragged about their vacation in europe.

آنها درباره تعطیلات خود در اروپا صحبت کردند.

he always bragged about his cooking skills.

او همیشه درباره مهارت‌های آشپزی خود صحبت می‌کرد.

she bragged about winning the competition.

او درباره برنده شدن در مسابقه صحبت کرد.

he bragged to his friends about his promotion.

او به دوستانش درباره ارتقای شغلی خود صحبت کرد.

they bragged about their team's victory.

آنها درباره پیروزی تیم خود صحبت کردند.

she bragged about her high grades in school.

او درباره نمرات بالای خود در مدرسه صحبت کرد.

he bragged that he could lift heavy weights.

او گفت که می‌تواند وزنه‌های سنگین بلند کند.

they bragged about their new house.

آنها درباره خانه جدید خود صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید