trumpeted

[ایالات متحده]/[ˈtrʌm.pɪt.ɪd]/
[بریتانیا]/[ˈtrʌmp.ɪt.ɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به زنگ زدن تار ترومبت؛ به صورت بلند و تأکیدی چیزی را اعلام کردن.؛ چیزی را با انگیزه زیاد یا با فریاد زدن اعلام کردن.
v. (گذراز زمانی از trumpet) تار ترومبت را بازی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

trumpeted his victory

پیروزی خود را اعلام کرد

trumpeted call

صدا زدن

trumpeting elephant

فیلی که فیفر می‌کند

she trumpeted

او فیفر زد

trumpeted loudly

به صدا بلند فیفر زد

trumpeted news

خبر اعلام شد

trumpeting bird

پرندگانی که فیفر می‌کنند

they trumpeted

آن‌ها فیفر زدند

trumpeted announcement

اعلامی انجام شد

trumpeted praise

تعریف اعلام شد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید