extolled

[ایالات متحده]/ɪkˈstoʊld/
[بریتانیا]/ɪkˈtoʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت ستایش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

extolled virtues

تعالی فضایل

extolled achievements

تعالی دستاوردها

extolled leader

تعالی رهبر

extolled values

تعالی ارزش‌ها

extolled qualities

تعالی ویژگی‌ها

extolled efforts

تعالی تلاش‌ها

extolled skills

تعالی مهارت‌ها

extolled benefits

تعالی مزایا

extolled contributions

تعالی مشارکت‌ها

extolled principles

تعالی اصول

جملات نمونه

the teacher extolled the student for her excellent performance.

معلم از عملکرد عالی دانش آموز تعریف کرد.

many critics extolled the film for its stunning visuals.

بسیاری از منتقدان فیلم را به خاطر جلوه‌های بصری خیره‌کننده تحسین کردند.

he was extolled as a hero after saving the child.

او پس از نجات کودک به عنوان یک قهرمان مورد تحسین قرار گرفت.

the author was extolled for her contributions to literature.

نویسنده به خاطر مشارکت او در ادبیات مورد تحسین قرار گرفت.

she extolled the virtues of a healthy lifestyle.

او از فضایل یک سبک زندگی سالم تعریف کرد.

the scientist was extolled for his groundbreaking research.

دانشمند به خاطر تحقیقات پیشگامانه او مورد تحسین قرار گرفت.

in his speech, he extolled the importance of education.

در سخنرانی خود، او اهمیت آموزش را مورد تأکید قرار داد.

the community extolled the volunteers for their hard work.

جامعه از تلاش‌های بی‌وقفه داوطلبان قدردانی کرد.

she extolled the benefits of meditation for mental health.

او از فواید مدیتیشن برای سلامت روان تعریف کرد.

the coach extolled the team's effort during the championship.

مربی از تلاش تیم در طول مسابقات قهرمانی تعریف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید