braggings

[ایالات متحده]/ˈbræɡɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbræɡɪŋz/

ترجمه

n. صحبت‌های خودبخشانه یا ادعاهایی؛ عمل خودستایی
vi. با غرور یا خودبخشانی بیش از حد در مورد خود صحبت کردن
v. فعل استمراری "brag"; در زمان‌های پیشرونده استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

bragging rights

حق افتخار

stop bragging

دست از تعریف کردن بردار

no bragging

تعریف کردن ممنوع

empty bragging

تعریف بیخود و بی‌مورد

constant bragging

تعریف کردن دائمی

his bragging

تعریف کردن او

bragging about

تعریف کردن درباره

sick of bragging

از تعریف کردن خسته شده ام

their braggings

تعریف های آنها

endless braggings

تعریف های بی پایان

جملات نمونه

his constant braggings about his wealth annoyed everyone at the party.

اظهارات مداوم او درباره ثروت خود باعث ناراحتی همه در مهمانی شد.

the politician's braggings proved to be empty promises once investigated.

اظهارات او درباره ثروت، پس از بررسی ثابت شد که وعده‌های پوچ هستند.

we tired of the arrogant braggings of the new employee.

ما از خودسترازی و اظهارات جدید کارمند خسته شده بودیم.

despite his vain braggings, he had no actual achievements to show.

با وجود اظهارات بیهوده او، او دستاورد واقعی برای نشان دادن نداشت.

the team dismissed his braggings as mere exaggeration.

گروه اظهارات او را صرف اغراق تلقی کرد.

her loud braggings about connections embarrassed her colleagues.

اظهارات بلند او درباره ارتباطات همکارانش را شرمنده کرد.

his braggings about intelligence were contradicted by his poor decisions.

اظهارات او درباره هوش با تصمیمات ضعیف او در تضاد بود.

the startup founder's braggings attracted both investors and skeptics.

اظهارات بنیانگذار استارتاپ هم سرمایه‌گذاران و هم شک‌کنندگان را به خود جذب کرد.

internet influencers often engage in excessive braggings about their lifestyles.

تاثیرگذاران اینترنت اغلب در اظهارات بیش از حد در مورد سبک زندگی خود شرکت می‌کنند.

his wild braggings about adventures were revealed as fabricated stories.

اظهارات وحشیانه او درباره ماجراجویی‌ها به عنوان داستان‌های ساختگی فاش شد.

the champion's braggings about his record inspired his opponents.

اظهارات او درباره رکوردش حریفانش را الهام بخشید.

after losing, the boxer's braggings stopped abruptly.

پس از باختن، اظهارات بوکسور ناگهان متوقف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید