| جمع | show-offs |
show-offs
تکبرگر
big show-off
تکبرگر بزرگ
real show-off
تکبرگر واقعی
show-off style
سبک تکبرگی
he's such a show-off, constantly talking about his expensive car.
او چنین فردی است که همیشه در مورد ماشین گرانقیمت خود حرف میزند.
don't be a show-off; just do your best and let your work speak for itself.
کسی را نشان نده، فقط بهترین کار خود را انجام ده و کارت خود را به عنوان شاخصی بیان کن.
she tends to show-off her knowledge at every opportunity.
او به طور معمول در هر فرصتی دانش خود را نشان میدهد.
he pulled a show-off move by doing a backflip on the stage.
او با انجام یک پشتگرد روی پیش صحنه، یک حرکت نمایشگر انجام داد.
i don't appreciate his constant show-off behavior.
من از رفتار دائمی نمایشگری او لذت نمیبرم.
the kids were show-offs with their new roller skates.
بچهها با چرخهای اسکیت جدیدشان نمایشگر بودند.
she tried to show-off her singing skills at the karaoke bar.
او در بار کارااکویی، مهارتهای خواندن خود را نشان داد.
there's no need to show-off in front of your friends.
در جلوی دوستان خود نمایشگری نیازی نیست.
he's always trying to show-off his athletic abilities.
او همیشه سعی میکند تواناییهای ورزشی خود را نشان دهد.
stop being such a show-off and help me with this!
دیگر چنین نمایشگری نباش و من را در این کمک کن!
she gave a show-off performance during the talent show.
او در نمایشگاه مهارتها، یک اجرای نمایشگر ارائه داد.
show-offs
تکبرگر
big show-off
تکبرگر بزرگ
real show-off
تکبرگر واقعی
show-off style
سبک تکبرگی
he's such a show-off, constantly talking about his expensive car.
او چنین فردی است که همیشه در مورد ماشین گرانقیمت خود حرف میزند.
don't be a show-off; just do your best and let your work speak for itself.
کسی را نشان نده، فقط بهترین کار خود را انجام ده و کارت خود را به عنوان شاخصی بیان کن.
she tends to show-off her knowledge at every opportunity.
او به طور معمول در هر فرصتی دانش خود را نشان میدهد.
he pulled a show-off move by doing a backflip on the stage.
او با انجام یک پشتگرد روی پیش صحنه، یک حرکت نمایشگر انجام داد.
i don't appreciate his constant show-off behavior.
من از رفتار دائمی نمایشگری او لذت نمیبرم.
the kids were show-offs with their new roller skates.
بچهها با چرخهای اسکیت جدیدشان نمایشگر بودند.
she tried to show-off her singing skills at the karaoke bar.
او در بار کارااکویی، مهارتهای خواندن خود را نشان داد.
there's no need to show-off in front of your friends.
در جلوی دوستان خود نمایشگری نیازی نیست.
he's always trying to show-off his athletic abilities.
او همیشه سعی میکند تواناییهای ورزشی خود را نشان دهد.
stop being such a show-off and help me with this!
دیگر چنین نمایشگری نباش و من را در این کمک کن!
she gave a show-off performance during the talent show.
او در نمایشگاه مهارتها، یک اجرای نمایشگر ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید