brake

[ایالات متحده]/breɪk/
[بریتانیا]/breɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. کاهش سرعت یا توقف با استفاده از ترمز
n. وسیله‌ای برای کاهش سرعت یا توقف خودرو؛ یک مانع
vt. کاهش سرعت یا توقف با استفاده از ترمز
Word Forms
قسمت سوم فعلbraked
شکل سوم شخص مفردbrakes
زمان گذشتهbraked
جمعbrakes
صفت یا فعل حال استمراریbraking

عبارات و ترکیب‌ها

brake pedal

ترمز پدال

apply the brakes

ترمز را اعمال کنید

brake fluid

ترمز کننده

brake system

سیستم ترمز

brake light

چراغ ترمز

disc brake

ترمز دیسکی

brake pad

صفحه ترمز

hydraulic brake

ترمز هیدرولیک

brake disc

دیسک ترمز

brake shoe

کفشک ترمز

brake drum

درام ترمز

electromagnetic brake

ترمز الکترومغناطیسی

parking brake

ترمز دستی

brake torque

گشتاور ترمز

brake lining

لاینیگ ترمز

brake control

کنترل ترمز

drum brake

ترمز درامی

brake force

نیروی ترمز

brake performance

عملکرد ترمز

hand brake

ترمز دستی

disk brake

ترمز دیسکی

air brake

ترمز هوایی

جملات نمونه

brake fluid; a brake job.

مایع ترمز؛ تعمیر ترمز

took the brake off.

ترمز را جدا کرد.

The brake doesn't grip properly.

ترمز به درستی نمی گیرد.

The brakes of the car squealed.

ترمزهای ماشین جیغ می کشیدند.

the car braked as it drew abreast.

ماشین ترمز کرد همانطور که همگام شد.

my brakes are a little hinky.

ترمزهای من کمی عجیب هستند.

jam the brakes on.

به سرعت ترمز را بزنید.

• Friction brake prevents overspin.

• ترمز اصطکاکی از چرخش بیش از حد جلوگیری می کند.

EHB(Electrohydraulic Brake) and EMB are called brake-by-wire by a joint name,it is a filiation of X-by-wire.

EHB (ترمز الکتروهیدرولیک) و EMB با نام مشترک به عنوان ترمز با سیم شناخته می شوند، این یک شاخه از X-by-wire است.

constrained resources will act as a brake on research.

منابع محدود به عنوان یک مانع در برابر تحقیقات عمل خواهند کرد.

she had to brake hard to avoid a milk float.

او مجبور شد به شدت ترمز کند تا از برخورد با یک دستگاه شیر جلوگیری کند.

a lorry whose brakes had failed.

یک کامیون که ترمزهایش خراب شده بودند.

the brakes grabbed very badly.

ترمزها به شدت می گرفتند.

fail-safe brakes for use on steep gradients.

ترمزهای ایمن برای استفاده در شیب های تند.

the worst thing you can do is mash the brake pedal.

بدترین کاری که می توانید انجام دهید این است که پدال ترمز را فشار دهید.

the brakes went on not ten feet from him.

ترمزها در فاصله ده فوتی از او فعال شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید