brake pedal
ترمز پدال
apply the brakes
ترمز را اعمال کنید
brake fluid
ترمز کننده
brake system
سیستم ترمز
brake light
چراغ ترمز
disc brake
ترمز دیسکی
brake pad
صفحه ترمز
hydraulic brake
ترمز هیدرولیک
brake disc
دیسک ترمز
brake shoe
کفشک ترمز
brake drum
درام ترمز
electromagnetic brake
ترمز الکترومغناطیسی
parking brake
ترمز دستی
brake torque
گشتاور ترمز
brake lining
لاینیگ ترمز
brake control
کنترل ترمز
drum brake
ترمز درامی
brake force
نیروی ترمز
brake performance
عملکرد ترمز
hand brake
ترمز دستی
disk brake
ترمز دیسکی
air brake
ترمز هوایی
brake fluid; a brake job.
مایع ترمز؛ تعمیر ترمز
took the brake off.
ترمز را جدا کرد.
The brake doesn't grip properly.
ترمز به درستی نمی گیرد.
The brakes of the car squealed.
ترمزهای ماشین جیغ می کشیدند.
the car braked as it drew abreast.
ماشین ترمز کرد همانطور که همگام شد.
my brakes are a little hinky.
ترمزهای من کمی عجیب هستند.
jam the brakes on.
به سرعت ترمز را بزنید.
• Friction brake prevents overspin.
• ترمز اصطکاکی از چرخش بیش از حد جلوگیری می کند.
EHB(Electrohydraulic Brake) and EMB are called brake-by-wire by a joint name,it is a filiation of X-by-wire.
EHB (ترمز الکتروهیدرولیک) و EMB با نام مشترک به عنوان ترمز با سیم شناخته می شوند، این یک شاخه از X-by-wire است.
constrained resources will act as a brake on research.
منابع محدود به عنوان یک مانع در برابر تحقیقات عمل خواهند کرد.
she had to brake hard to avoid a milk float.
او مجبور شد به شدت ترمز کند تا از برخورد با یک دستگاه شیر جلوگیری کند.
a lorry whose brakes had failed.
یک کامیون که ترمزهایش خراب شده بودند.
the brakes grabbed very badly.
ترمزها به شدت می گرفتند.
fail-safe brakes for use on steep gradients.
ترمزهای ایمن برای استفاده در شیب های تند.
the worst thing you can do is mash the brake pedal.
بدترین کاری که می توانید انجام دهید این است که پدال ترمز را فشار دهید.
the brakes went on not ten feet from him.
ترمزها در فاصله ده فوتی از او فعال شدند.
brake pedal
ترمز پدال
apply the brakes
ترمز را اعمال کنید
brake fluid
ترمز کننده
brake system
سیستم ترمز
brake light
چراغ ترمز
disc brake
ترمز دیسکی
brake pad
صفحه ترمز
hydraulic brake
ترمز هیدرولیک
brake disc
دیسک ترمز
brake shoe
کفشک ترمز
brake drum
درام ترمز
electromagnetic brake
ترمز الکترومغناطیسی
parking brake
ترمز دستی
brake torque
گشتاور ترمز
brake lining
لاینیگ ترمز
brake control
کنترل ترمز
drum brake
ترمز درامی
brake force
نیروی ترمز
brake performance
عملکرد ترمز
hand brake
ترمز دستی
disk brake
ترمز دیسکی
air brake
ترمز هوایی
brake fluid; a brake job.
مایع ترمز؛ تعمیر ترمز
took the brake off.
ترمز را جدا کرد.
The brake doesn't grip properly.
ترمز به درستی نمی گیرد.
The brakes of the car squealed.
ترمزهای ماشین جیغ می کشیدند.
the car braked as it drew abreast.
ماشین ترمز کرد همانطور که همگام شد.
my brakes are a little hinky.
ترمزهای من کمی عجیب هستند.
jam the brakes on.
به سرعت ترمز را بزنید.
• Friction brake prevents overspin.
• ترمز اصطکاکی از چرخش بیش از حد جلوگیری می کند.
EHB(Electrohydraulic Brake) and EMB are called brake-by-wire by a joint name,it is a filiation of X-by-wire.
EHB (ترمز الکتروهیدرولیک) و EMB با نام مشترک به عنوان ترمز با سیم شناخته می شوند، این یک شاخه از X-by-wire است.
constrained resources will act as a brake on research.
منابع محدود به عنوان یک مانع در برابر تحقیقات عمل خواهند کرد.
she had to brake hard to avoid a milk float.
او مجبور شد به شدت ترمز کند تا از برخورد با یک دستگاه شیر جلوگیری کند.
a lorry whose brakes had failed.
یک کامیون که ترمزهایش خراب شده بودند.
the brakes grabbed very badly.
ترمزها به شدت می گرفتند.
fail-safe brakes for use on steep gradients.
ترمزهای ایمن برای استفاده در شیب های تند.
the worst thing you can do is mash the brake pedal.
بدترین کاری که می توانید انجام دهید این است که پدال ترمز را فشار دهید.
the brakes went on not ten feet from him.
ترمزها در فاصله ده فوتی از او فعال شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید