braved

[ایالات متحده]/breɪvd/
[بریتانیا]/breɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شجاعانه مواجه شد; خطر را به جان خرید; خود را در معرض خطر قرار داد

عبارات و ترکیب‌ها

braved the storm

از طوفان گذشت

braved the cold

از سرما گذشت

braved danger

از خطر گذشت

braved heights

از بلندی ها گذشت

braved the dark

از تاریکی گذشت

braved the crowd

از جمعیت گذشت

braved the unknown

از ناشناخته ها گذشت

braved the odds

از احتمالات گذشت

braved silence

از سکوت گذشت

جملات نمونه

she braved the storm to help her neighbors.

او برای کمک به همسایگانش از طوفان عبور کرد.

he braved the crowd to speak his mind.

او برای بیان عقیده‌اش از میان جمعیت عبور کرد.

the team braved the harsh conditions to complete the project.

تیم با وجود شرایط سخت، پروژه را به اتمام رساند.

they braved the cold weather to attend the festival.

آنها با وجود هوای سرد در جشنواره شرکت کردند.

she braved her fears and went skydiving.

او بر ترس‌هایش غلبه کرد و با چتربازی به هوا رفت.

he braved the long journey to see his family.

او برای دیدن خانواده‌اش سفری طولانی را به جان خرید.

they braved the challenges of starting a new business.

آنها با وجود چالش‌ها کسب و کار جدیدی را شروع کردند.

she braved the criticism and stood up for what she believed in.

او انتقادات را تحمل کرد و برای آنچه به آن اعتقاد داشت ایستاد.

he braved the depths of the ocean to explore shipwrecks.

او برای کاوش در بقایای کشتی‌ها به اعماق اقیانوس رفت.

they braved the wilderness on their camping trip.

آنها در سفر کمپینگ خود از طبیعت وحشی عبور کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید