braved the storm
از طوفان گذشت
braved the cold
از سرما گذشت
braved danger
از خطر گذشت
braved heights
از بلندی ها گذشت
braved the dark
از تاریکی گذشت
braved the crowd
از جمعیت گذشت
braved the unknown
از ناشناخته ها گذشت
braved the odds
از احتمالات گذشت
braved silence
از سکوت گذشت
she braved the storm to help her neighbors.
او برای کمک به همسایگانش از طوفان عبور کرد.
he braved the crowd to speak his mind.
او برای بیان عقیدهاش از میان جمعیت عبور کرد.
the team braved the harsh conditions to complete the project.
تیم با وجود شرایط سخت، پروژه را به اتمام رساند.
they braved the cold weather to attend the festival.
آنها با وجود هوای سرد در جشنواره شرکت کردند.
she braved her fears and went skydiving.
او بر ترسهایش غلبه کرد و با چتربازی به هوا رفت.
he braved the long journey to see his family.
او برای دیدن خانوادهاش سفری طولانی را به جان خرید.
they braved the challenges of starting a new business.
آنها با وجود چالشها کسب و کار جدیدی را شروع کردند.
she braved the criticism and stood up for what she believed in.
او انتقادات را تحمل کرد و برای آنچه به آن اعتقاد داشت ایستاد.
he braved the depths of the ocean to explore shipwrecks.
او برای کاوش در بقایای کشتیها به اعماق اقیانوس رفت.
they braved the wilderness on their camping trip.
آنها در سفر کمپینگ خود از طبیعت وحشی عبور کردند.
braved the storm
از طوفان گذشت
braved the cold
از سرما گذشت
braved danger
از خطر گذشت
braved heights
از بلندی ها گذشت
braved the dark
از تاریکی گذشت
braved the crowd
از جمعیت گذشت
braved the unknown
از ناشناخته ها گذشت
braved the odds
از احتمالات گذشت
braved silence
از سکوت گذشت
she braved the storm to help her neighbors.
او برای کمک به همسایگانش از طوفان عبور کرد.
he braved the crowd to speak his mind.
او برای بیان عقیدهاش از میان جمعیت عبور کرد.
the team braved the harsh conditions to complete the project.
تیم با وجود شرایط سخت، پروژه را به اتمام رساند.
they braved the cold weather to attend the festival.
آنها با وجود هوای سرد در جشنواره شرکت کردند.
she braved her fears and went skydiving.
او بر ترسهایش غلبه کرد و با چتربازی به هوا رفت.
he braved the long journey to see his family.
او برای دیدن خانوادهاش سفری طولانی را به جان خرید.
they braved the challenges of starting a new business.
آنها با وجود چالشها کسب و کار جدیدی را شروع کردند.
she braved the criticism and stood up for what she believed in.
او انتقادات را تحمل کرد و برای آنچه به آن اعتقاد داشت ایستاد.
he braved the depths of the ocean to explore shipwrecks.
او برای کاوش در بقایای کشتیها به اعماق اقیانوس رفت.
they braved the wilderness on their camping trip.
آنها در سفر کمپینگ خود از طبیعت وحشی عبور کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید