braves

[ایالات متحده]/breɪvz/
[بریتانیا]/breyvzz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شجاع؛ یک شخص شجاع یا جنگجوی بومی آمریکا
v. شجاع (سوم شخص مفرد حال حاضر)؛ با شجاعت روبرو شدن، بی‌هراس بودن

عبارات و ترکیب‌ها

braves the cold

مقاوم در برابر سرما

braves the storm

مقاوم در برابر طوفان

brave the dark

مقاوم در برابر تاریکی

braves danger

مقاوم در برابر خطر

braves unknown

مقاوم در برابر ناشناخته‌ها

braves challenge

مقاوم در برابر چالش

جملات نمونه

she braves the storm to help others.

او برای کمک به دیگران از طوفان عبور می‌کند.

he braves the challenges of the new job.

او چالش‌های شغل جدید را پشت سر می‌گذارد.

the firefighter braves danger to save lives.

آتش‌نشان برای نجات جان‌ها از خطر عبور می‌کند.

they braves the harsh winter to find food.

آنها زمستان سخت را برای یافتن غذا پشت سر می‌گذارند.

she braves criticism for her beliefs.

او برای باورهای خود انتقاد را تحمل می‌کند.

he braves the unknown to pursue his dreams.

او برای دنبال کردن رویاهایش ناشناخته‌ها را پشت سر می‌گذارد.

the explorer braves the wilderness alone.

کاوشگر به تنهایی از طبیعت وحشی عبور می‌کند.

she braves her fears to speak in public.

او از ترس‌های خود عبور می‌کند تا در حضور عموم صحبت کند.

they braves the long journey for a better life.

آنها برای داشتن زندگی بهتر سفر طولانی را پشت سر می‌گذارند.

he braves the odds to achieve success.

او برای رسیدن به موفقیت با وجود تمام مشکلات مقابله می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید