braye

[ایالات متحده]//breɪ//
[بریتانیا]//breɪ//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام (برای)؛ رود در فرانسه
شکل‌های واژه
جمعbrayes

عبارات و ترکیب‌ها

the donkey brayed

خروس گریخت

brayed with laughter

با خنده گریخت

he brayed

او گریخت

brayed like a

مثل یک گریخت

جملات نمونه

she put on a brave face despite the disappointing news.

او با وجود خبر ناامید کننده‌ای که داشت، چهره‌ای شجاع به نمایش گذاشت.

he has a brave heart and never gives up on his dreams.

او دلی شجاع دارد و هرگز روی رویاها خود کار نمی‌کند.

the brave soldiers fought courageously to protect their homeland.

نیروی نظامی‌های شجاع با شجاعت زیاد برای حفظ کشور خود مبارزه کردند.

it was a brave decision to leave her stable job and start a business.

این تصمیم شجاعی بود که از کار خود ثابت را ترک کرده و کسب و کاری را شروع کند.

the little girl was brave enough to perform on stage alone.

خانم کوچک با شجاعت کافی برای اجرا در صحنه به تنهایی بود.

we must brave the harsh winter conditions to reach the mountain summit.

ما باید شرایط زمستان سخت را تحمل کنیم تا به قله کوه برسیم.

she smiled bravely even as she faced many difficulties in life.

او با وجود اینکه در زندگی با مشکلات زیادی مواجه شد، با شجاعت لبخند زد.

the brave new world of technology brings both opportunities and challenges.

جهان جدید شجاع فناوری هم فرصت‌ها و هم چالش‌ها را به همراه می‌آورد.

he is known for his brave spirit and unwavering determination.

او به خاطر روح شجاع و تعیین‌الملک خود معروف است.

it takes a truly brave person to admit their mistakes publicly.

برای اعتراف به اشتباهات خود به صورت عمومی، واقعاً یک فرد شجاع لازم است.

the brave firefighters rescued many people from the burning building.

نیروی امدادگر شجاع زیادی از افراد را از ساختمان در حال سوختن نجات دادند.

she tried to look brave but her trembling hands betrayed her fear.

او سعی کرد شجاع به نظر برسد اما دست‌های لرزان او ترس خود را آشکار کرد.

the brave explorer ventured into uncharted territories for scientific discovery.

کاشف شجاع به مناطق ناشناخته برای کشف علمی رفت.

he made a brave attempt to save the drowning child despite the strong currents.

او با وجود جریان‌های قوی، سعی شجاعی برای نجات کودک غرق شده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید