break-in

[ایالات متحده]/ˈbreɪk.ɪn/
[بریتانیا]/ˈbreɪk.ɪn/

ترجمه

n. ورود غیرقانونی یا اجباری به یک ساختمان؛ یک پیشرفت نظامی
Word Forms
جمعbreak-ins

عبارات و ترکیب‌ها

prevent break-in

جلوگیری از ورود غیرمجاز

break-ins

ورودهای غیرمجاز

break-in attempt

تلاش برای ورود غیرمجاز

after break-in

پس از ورود غیرمجاز

break-in alarm

آلارم ورود غیرمجاز

break-in risk

احتمال ورود غیرمجاز

break-in window

پنجره در معرض خطر ورود غیرمجاز

break-in case

مورد ورود غیرمجاز

security against break-in

امنیت در برابر ورود غیرمجاز

جملات نمونه

the burglar alarm prevented a break-in.

آلارم دزدان از شکستن وارد شدن جلوگیری کرد.

we had a nasty break-in last night.

شب گذشته یک سرقت ناخوشایند رخ داد.

the police are investigating the break-in.

پلیس در حال تحقیق در مورد سرقت است.

he served time for a break-in at a jewelry store.

او برای سرقت در یک مغازه جواهرات حبس شد.

the new locks should deter any break-in attempts.

قفل‌های جدید باید از هرگونه تلاش برای سرقت جلوگیری کنند.

the house showed signs of a forced break-in.

خانه نشانه‌هایی از سرقت اجباری داشت.

they installed a security system to prevent a break-in.

آنها یک سیستم امنیتی برای جلوگیری از سرقت نصب کردند.

the break-in occurred while we were on vacation.

سرقت زمانی رخ داد که ما در تعطیلات بودیم.

the suspect was apprehended after the break-in.

متهم پس از سرقت دستگیر شد.

we need to secure the property to avoid a break-in.

ما باید ملک را برای جلوگیری از سرقت ایمن کنیم.

the break-in left us feeling violated and unsafe.

سرقت باعث شد احساس نقض و ناامنی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید