| جمع | break-ins |
prevent break-in
جلوگیری از ورود غیرمجاز
break-ins
ورودهای غیرمجاز
break-in attempt
تلاش برای ورود غیرمجاز
after break-in
پس از ورود غیرمجاز
break-in alarm
آلارم ورود غیرمجاز
break-in risk
احتمال ورود غیرمجاز
break-in window
پنجره در معرض خطر ورود غیرمجاز
break-in case
مورد ورود غیرمجاز
security against break-in
امنیت در برابر ورود غیرمجاز
the burglar alarm prevented a break-in.
آلارم دزدان از شکستن وارد شدن جلوگیری کرد.
we had a nasty break-in last night.
شب گذشته یک سرقت ناخوشایند رخ داد.
the police are investigating the break-in.
پلیس در حال تحقیق در مورد سرقت است.
he served time for a break-in at a jewelry store.
او برای سرقت در یک مغازه جواهرات حبس شد.
the new locks should deter any break-in attempts.
قفلهای جدید باید از هرگونه تلاش برای سرقت جلوگیری کنند.
the house showed signs of a forced break-in.
خانه نشانههایی از سرقت اجباری داشت.
they installed a security system to prevent a break-in.
آنها یک سیستم امنیتی برای جلوگیری از سرقت نصب کردند.
the break-in occurred while we were on vacation.
سرقت زمانی رخ داد که ما در تعطیلات بودیم.
the suspect was apprehended after the break-in.
متهم پس از سرقت دستگیر شد.
we need to secure the property to avoid a break-in.
ما باید ملک را برای جلوگیری از سرقت ایمن کنیم.
the break-in left us feeling violated and unsafe.
سرقت باعث شد احساس نقض و ناامنی کنیم.
prevent break-in
جلوگیری از ورود غیرمجاز
break-ins
ورودهای غیرمجاز
break-in attempt
تلاش برای ورود غیرمجاز
after break-in
پس از ورود غیرمجاز
break-in alarm
آلارم ورود غیرمجاز
break-in risk
احتمال ورود غیرمجاز
break-in window
پنجره در معرض خطر ورود غیرمجاز
break-in case
مورد ورود غیرمجاز
security against break-in
امنیت در برابر ورود غیرمجاز
the burglar alarm prevented a break-in.
آلارم دزدان از شکستن وارد شدن جلوگیری کرد.
we had a nasty break-in last night.
شب گذشته یک سرقت ناخوشایند رخ داد.
the police are investigating the break-in.
پلیس در حال تحقیق در مورد سرقت است.
he served time for a break-in at a jewelry store.
او برای سرقت در یک مغازه جواهرات حبس شد.
the new locks should deter any break-in attempts.
قفلهای جدید باید از هرگونه تلاش برای سرقت جلوگیری کنند.
the house showed signs of a forced break-in.
خانه نشانههایی از سرقت اجباری داشت.
they installed a security system to prevent a break-in.
آنها یک سیستم امنیتی برای جلوگیری از سرقت نصب کردند.
the break-in occurred while we were on vacation.
سرقت زمانی رخ داد که ما در تعطیلات بودیم.
the suspect was apprehended after the break-in.
متهم پس از سرقت دستگیر شد.
we need to secure the property to avoid a break-in.
ما باید ملک را برای جلوگیری از سرقت ایمن کنیم.
the break-in left us feeling violated and unsafe.
سرقت باعث شد احساس نقض و ناامنی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید