breather

[ایالات متحده]/'briːðə/
[بریتانیا]/'briðɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره کوتاه استراحت.
Word Forms
جمعbreathers

عبارات و ترکیب‌ها

take a breather

نفس تازه بكش

need a breather

نیاز به نفسی تازه دارم

quick breather

نفس تازه سریع

breather valve

شیر تنفسی

جملات نمونه

a new breather in the diver's equipment

یک استراحت کوتاه در تجهیزات غواصی

took a breather after skiing for two hours.

بعد از دو ساعت اسکی‌سواری، یک استراحت کوتاه گرفت.

Let's have/take a breather for a few minutes.

بیایید برای چند دقیقه استراحت کنیم.

You like to get out in front, open up a lead, take a likttle breather in the backstretch, and then come home free.

شما دوست دارید جلو بروید، یک برتری ایجاد کنید، یک استراحت کوتاه در قسمت پشتی داشته باشید و سپس آزادانه برگردید.

I need to take a breather after running for an hour

بعد از یک ساعت دویدن به یک استراحت کوتاه نیاز دارم.

Let's take a breather and relax for a bit

بیایید استراحت کنیم و کمی آرامش بگیریم.

She sat down to take a breather during the hike

او در حین پیاده‌روی نشست تا استراحت کند.

Taking a breather can help you clear your mind

گرفتن یک استراحت کوتاه می‌تواند به شما کمک کند ذهن خود را پاک کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید