brightest

[ایالات متحده]/[ˈbraɪtɪst]/
[بریتانیا]/[ˈbraɪtɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر روشنایی؛ درخشان؛ بسیار باهوش؛ باهوش
adv. به شدت روشن

عبارات و ترکیب‌ها

brightest star

ستارهٔ درخشان‌ترین

brightest colors

رنگ‌های درخشان‌ترین

brightest future

آیندهٔ درخشان‌ترین

brightest student

بهترین دانش‌آموز

brightest idea

ایدهٔ درخشان

brightest smile

شادترین لبخند

brightest hope

امیدوارترین

brightest day

روز درخشان‌ترین

brightest minds

ذهن‌های درخشان

brightest example

بهترین نمونه

جملات نمونه

the brightest star in the sky is sirius.

درخشان‌ترین ستاره در آسمان، سيريوس است.

she is the brightest student in our class.

او باهوش‌ترین دانش‌آموز در کلاس ماست.

the future looks bright and brightest for our company.

آینده برای شرکت ما روشن و بسیار روشن به نظر می‌رسد.

he gave his brightest smile when he saw her.

وقتی او را دید، بیشترین لبخندش را نشان داد.

this is the brightest day we've had in weeks.

این بهترین روزی است که ما در هفته‌ها داشته‌ایم.

the child's eyes were the brightest i had ever seen.

چشمان کودک، روشن‌ترین چشمی بودند که تا به حال دیده‌ام.

she delivered the brightest presentation at the conference.

او بهترین ارائه را در کنفرانس ارائه کرد.

the brightest colors of autumn are red and gold.

درخشان‌ترین رنگ‌های پاییز قرمز و طلایی هستند.

he is a bright and brightest young talent in the field.

او یک استعداد جوان باهوش و بسیار باهوش در این زمینه است.

the brightest hope for a solution lies with them.

امیدوارترین امید برای یافتن راه حل با آنهاست.

the city lights made the night sky the brightest.

چراغ‌های شهر آسمان شب را روشن‌تر کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید