dullest knife
تیزهترین چاقو
dullest day
تیزهترین روز
dullest color
تیزهترین رنگ
becoming dullest
در حال شدن تیزهتر
world’s dullest
تیزهترین جهان
dullest job
تیزهترین شغل
felt dullest
احساس تیزهتر
most dullest
تیزهترین
dullest moment
تیزهترین لحظه
surprisingly dullest
بهرهای تیزهتر
it was the dullest movie i've seen all year.
این سختترین فیلمی بود که در سال جاری دیدهام.
the weather has been incredibly dull and gray lately.
آب و هوا اخیراً بسیار خام و خاکی بوده است.
he gave a presentation on a dull subject, losing the audience's attention.
او یک ارائه در مورد یک موضوع خام ارائه داد و توجه مخاطبان را از دست داد.
working in data entry can be a dull and repetitive job.
کار در وارد کردن دادهها میتواند یک کار خام و تکراری باشد.
the party was dull; no one was really having fun.
حفل عجیب بود، هیچ کس واقعاً لذت نبرد.
the speaker's voice was so dull that i almost fell asleep.
صوت سخنران بهطوری بود که من تقریباً خوابیدم.
she found the museum exhibit on ancient pottery rather dull.
او نمایشگاه موزه از سفالهای باستانی را خام پیدا کرد.
the news report was the dullest thing i heard all day.
گزارش خبری سختترین چیزی بود که در طول روز شنیدم.
despite the beautiful scenery, the hike was surprisingly dull.
با وجود منظره زیبایی، پیادهروی بهطور شگفتآوری خام بود.
the meeting turned out to be the dullest of the week.
جلسه بهطوری شد که خامترین جلسه هفته بود.
he tried to make the dull task more interesting with music.
او سعی کرد با موسیقی وظیفه خام را جذابتر کند.
dullest knife
تیزهترین چاقو
dullest day
تیزهترین روز
dullest color
تیزهترین رنگ
becoming dullest
در حال شدن تیزهتر
world’s dullest
تیزهترین جهان
dullest job
تیزهترین شغل
felt dullest
احساس تیزهتر
most dullest
تیزهترین
dullest moment
تیزهترین لحظه
surprisingly dullest
بهرهای تیزهتر
it was the dullest movie i've seen all year.
این سختترین فیلمی بود که در سال جاری دیدهام.
the weather has been incredibly dull and gray lately.
آب و هوا اخیراً بسیار خام و خاکی بوده است.
he gave a presentation on a dull subject, losing the audience's attention.
او یک ارائه در مورد یک موضوع خام ارائه داد و توجه مخاطبان را از دست داد.
working in data entry can be a dull and repetitive job.
کار در وارد کردن دادهها میتواند یک کار خام و تکراری باشد.
the party was dull; no one was really having fun.
حفل عجیب بود، هیچ کس واقعاً لذت نبرد.
the speaker's voice was so dull that i almost fell asleep.
صوت سخنران بهطوری بود که من تقریباً خوابیدم.
she found the museum exhibit on ancient pottery rather dull.
او نمایشگاه موزه از سفالهای باستانی را خام پیدا کرد.
the news report was the dullest thing i heard all day.
گزارش خبری سختترین چیزی بود که در طول روز شنیدم.
despite the beautiful scenery, the hike was surprisingly dull.
با وجود منظره زیبایی، پیادهروی بهطور شگفتآوری خام بود.
the meeting turned out to be the dullest of the week.
جلسه بهطوری شد که خامترین جلسه هفته بود.
he tried to make the dull task more interesting with music.
او سعی کرد با موسیقی وظیفه خام را جذابتر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید