brimmed

[ایالات متحده]/brɪmd/
[بریتانیا]/brid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای بالایی یا لبه‌ای که به حد نهایی پر است؛ سرریز.

عبارات و ترکیب‌ها

brimmed hat

کلاه لبه‌دار

brimmed cup

لیوان لبه‌دار

brimmed eyes

چشم‌های پف کرده

brimmed over

سرریز شد

brimmed with

لبریز از

brimmed brim

لبه لبه‌دار

brimmed with joy

لبریز از شادی

brimmed glasses

عینک لبه‌دار

brimmed with pride

لبریز از افتخار

brimmed with anger

لبریز از خشم

جملات نمونه

the cup was brimmed with hot coffee.

لیوان لبریز از قهوه داغ بود.

her eyes brimmed with tears of joy.

چشمانش از اشک شوق لبریز شد.

the basket brimmed with fresh fruits.

سبد با میوه های تازه لبریز شده بود.

his heart brimmed with pride after the achievement.

قلبش پس از دستاورد با غرور لبریز شد.

the garden was brimmed with colorful flowers.

باغ با گل های رنگارنگ لبریز شده بود.

the lake brimmed with fish during the summer.

دریاچه در تابستان با ماهی لبریز شده بود.

the pot was brimmed with boiling water.

قابلمه پر از آب جوش بود.

her heart brimmed with love for her family.

قلبش سرشار از عشق برای خانواده‌اش بود.

the stadium brimmed with excited fans.

استادیوم مملو از تماشاگران هیجان‌زده بود.

the bookshelf was brimmed with novels and textbooks.

قفسه کتاب مملو از رمان‌ها و کتاب‌های درسی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید