briskens pace
سرعت بریکنز
briskens trade
معامله بریکنز
briskens wind
باد بریکنز
briskens air
هوا بریکنز
briskens talk
صحبت بریکنز
briskens day
روز بریکنز
briskens life
زندگی بریکنز
briskens hope
امید بریکنز
briskens mood
حالت روحی بریکنز
briskens sales
فروش بریکنز
the briskens of the morning air invigorated her spirit.
طراوت صبحگاهی، روح او را تازه کرد.
as he jogged, the briskens of the wind pushed him forward.
همانطور که میدوید، طراوت باد او را به جلو راند.
the briskens in the park reminded her of autumn.
طراوتها در پارک او را به یاد پاییز میانداخت.
she took a deep breath and enjoyed the briskens of nature.
او یک نفس عمیق کشید و از طراوت طبیعت لذت برد.
the briskens of the ocean breeze were refreshing.
طراوت نسیم دریا دلپذیر بود.
he loved the briskens of the mountain air during his hike.
او عاشق طراوت هوای کوهستان در حین پیادهروی خود بود.
the briskens of the early morning lifted her mood.
طراوت صبح زود، روحیه او را بالا برد.
walking through the briskens of the forest felt rejuvenating.
قدم زدن در میان طراوت جنگل، احیا کننده احساس میشد.
she opened the window to let in the briskens of spring.
او پنجره را باز کرد تا اجازه دهد طراوت بهار وارد شود.
the briskens of the city at dawn were invigorating.
طراوت شهر در سپیده دم، انرژیبخش بود.
briskens pace
سرعت بریکنز
briskens trade
معامله بریکنز
briskens wind
باد بریکنز
briskens air
هوا بریکنز
briskens talk
صحبت بریکنز
briskens day
روز بریکنز
briskens life
زندگی بریکنز
briskens hope
امید بریکنز
briskens mood
حالت روحی بریکنز
briskens sales
فروش بریکنز
the briskens of the morning air invigorated her spirit.
طراوت صبحگاهی، روح او را تازه کرد.
as he jogged, the briskens of the wind pushed him forward.
همانطور که میدوید، طراوت باد او را به جلو راند.
the briskens in the park reminded her of autumn.
طراوتها در پارک او را به یاد پاییز میانداخت.
she took a deep breath and enjoyed the briskens of nature.
او یک نفس عمیق کشید و از طراوت طبیعت لذت برد.
the briskens of the ocean breeze were refreshing.
طراوت نسیم دریا دلپذیر بود.
he loved the briskens of the mountain air during his hike.
او عاشق طراوت هوای کوهستان در حین پیادهروی خود بود.
the briskens of the early morning lifted her mood.
طراوت صبح زود، روحیه او را بالا برد.
walking through the briskens of the forest felt rejuvenating.
قدم زدن در میان طراوت جنگل، احیا کننده احساس میشد.
she opened the window to let in the briskens of spring.
او پنجره را باز کرد تا اجازه دهد طراوت بهار وارد شود.
the briskens of the city at dawn were invigorating.
طراوت شهر در سپیده دم، انرژیبخش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید