briskens

[ایالات متحده]/braɪskənz/
[بریتانیا]/bris kən z/

ترجمه

vبه lively کردن; به spirited یا brisk کردن; به thrive (up) کردن; به lively شدن; به thrive کردن; به brisk شدن

عبارات و ترکیب‌ها

briskens pace

سرعت بریکنز

briskens trade

معامله بریکنز

briskens wind

باد بریکنز

briskens air

هوا بریکنز

briskens talk

صحبت بریکنز

briskens day

روز بریکنز

briskens life

زندگی بریکنز

briskens hope

امید بریکنز

briskens mood

حالت روحی بریکنز

briskens sales

فروش بریکنز

جملات نمونه

the briskens of the morning air invigorated her spirit.

طراوت صبحگاهی، روح او را تازه کرد.

as he jogged, the briskens of the wind pushed him forward.

همانطور که می‌دوید، طراوت باد او را به جلو راند.

the briskens in the park reminded her of autumn.

طراوت‌ها در پارک او را به یاد پاییز می‌انداخت.

she took a deep breath and enjoyed the briskens of nature.

او یک نفس عمیق کشید و از طراوت طبیعت لذت برد.

the briskens of the ocean breeze were refreshing.

طراوت نسیم دریا دلپذیر بود.

he loved the briskens of the mountain air during his hike.

او عاشق طراوت هوای کوهستان در حین پیاده‌روی خود بود.

the briskens of the early morning lifted her mood.

طراوت صبح زود، روحیه او را بالا برد.

walking through the briskens of the forest felt rejuvenating.

قدم زدن در میان طراوت جنگل، احیا کننده احساس می‌شد.

she opened the window to let in the briskens of spring.

او پنجره را باز کرد تا اجازه دهد طراوت بهار وارد شود.

the briskens of the city at dawn were invigorating.

طراوت شهر در سپیده دم، انرژی‌بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید