broadens

[ایالات متحده]/ˈbrɔːdən/
[بریتانیا]/ˈbrɑːdn̩z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را وسیع‌تر یا بزرگ‌تر می‌کند; چیزی را وسیع‌تر یا بزرگ‌تر می‌کند; وسیع‌تر یا گسترده‌تر کردن.; افزایش در دامنه یا محدوده; بزرگ‌تر کردن دانش یا تجربه‌ی خود.

عبارات و ترکیب‌ها

broadens horizons

گسترش افق‌ها

broadens mind

گسترش ذهن

broadens scope

گسترش دامنه

broadens knowledge

گسترش دانش

broadens options

گسترش گزینه‌ها

broadens understanding

گسترش درک

broadens perspective

گسترش دیدگاه

broadens appeal

گسترش جذابیت

broadens reach

گسترش دامنه نفوذ

جملات نمونه

traveling abroad broadens your perspective on different cultures.

سفر به خارج از کشور دیدگاه شما را در مورد فرهنگ‌های مختلف گسترش می‌دهد.

reading widely broadens your knowledge and understanding.

مطالعه گسترده دانش و درک شما را گسترش می‌دهد.

participating in team sports broadens your social interactions.

شرکت در ورزش‌های تیمی تعاملات اجتماعی شما را گسترش می‌دهد.

studying abroad broadens your academic opportunities.

مطالعه در خارج از کشور فرصت‌های علمی شما را گسترش می‌دهد.

learning new languages broadens your communication skills.

یادگیری زبان‌های جدید مهارت‌های ارتباطی شما را گسترش می‌دهد.

working in diverse teams broadens your teamwork abilities.

کار در تیم‌های متنوع توانایی‌های کار گروهی شما را گسترش می‌دهد.

exploring different hobbies broadens your interests.

کاوش در سرگرمی‌های مختلف علایق شما را گسترش می‌دهد.

attending workshops broadens your professional skills.

شرکت در کارگاه‌ها مهارت‌های حرفه‌ای شما را گسترش می‌دهد.

volunteering in the community broadens your understanding of social issues.

داوطلبی در جامعه درک شما از مسائل اجتماعی را گسترش می‌دهد.

engaging with different perspectives broadens your critical thinking.

تعامل با دیدگاه‌های مختلف تفکر انتقادی شما را گسترش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید