brownnose

[ایالات متحده]/braʊnnoʊs/
[بریتانیا]/braun nohz/

ترجمه

vبه طور افراطی به کسی چاپلوسی کردن تا به نفع یا مزیتی دست یابید.

عبارات و ترکیب‌ها

brownnose boss

چرب زدن رئیس

brownnose employee

چرب زدن کارمند

brownnose tactics

تاکتیک‌های چاپ کردن

brownnose behavior

رفتار چاپ کردن

brownnose attitude

نگاه چاپ خور

brownnose culture

فرهنگ چاپ زدن

brownnose strategy

استراتژی چاپ کردن

brownnose approach

رویکرد چاپ زدن

brownnose politics

سیاست چاپ زدن

brownnose practices

روش‌های چاپ زدن

جملات نمونه

he always tries to brownnose the boss to get a promotion.

او همیشه سعی می‌کند تا خود را چاپلین نشان دهد تا ترفیع بگیرد.

she doesn't need to brownnose; her work speaks for itself.

او نیازی به چاپلین نشان دادن ندارد؛ کارش برای خودش صحبت می‌کند.

it's frustrating to see him brownnose just to gain favor.

دیدن اینکه او فقط برای جلب توجه چاپلین نشان می‌دهد، خسته‌کننده است.

many employees feel pressured to brownnose their supervisors.

بسیاری از کارمندان احساس می‌کنند که تحت فشار برای چاپلین نشان دادن نسبت به مدیران خود قرار دارند.

he tries to brownnose everyone in the office.

او سعی می‌کند خود را در برابر همه در دفتر چاپلین نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید