| جمع | brushwoods |
pile of brushwood
توده ای از چوبهای خشک
clearing brushwood
پاک کردن چوبهای خشک
burning brushwood
سوزاندن چوبهای خشک
All at once, a ragpicker crawled out of the brushwood, sighing, “These days, it’s really demanding to pick up a scrap iron.
ناگهان، یک جمعکننده ضایعات از میان بوتهها بیرون خزید و آهی کشید: «این روزها واقعاً جمعآوری یک تکه آهن سخت است.»
The brushwood crackled as the fire spread.
با گسترش آتش، بوتهها صداهای ترکخوردگی میدادند.
The old cabin was hidden behind a dense thicket of brushwood.
کلبه قدیمی پشت بوتههای متراکم پنهان شده بود.
The hiker used brushwood to build a makeshift shelter in the forest.
گردشگر از بوتهها برای ساختن یک پناهگاه موقت در جنگل استفاده کرد.
The brushwood rustled in the wind, creating a soothing sound.
با وزش باد، بوتهها صداهای آرامبخش ایجاد میکردند.
The villagers collected brushwood to fuel their cooking fires.
روستاییان بوتهها را جمعآوری کردند تا آتش پخت و پز خود را روشن کنند.
The children played hide and seek among the brushwood piles.
کودکان در میان تودههای بوتهها بازی گشت و گذار میکردند.
The brushwood fence marked the boundary of the property.
فنس بوتهای مرز ملک را مشخص میکرد.
She used a bundle of brushwood to start the bonfire.
او از یک دسته بوته برای روشن کردن آتش بزرگ استفاده کرد.
The brushwood path led deeper into the forest.
مسیر بوتهای عمیقتر به جنگل منتهی میشد.
The hunters used brushwood to camouflage their hideout.
شکارچیان از بوتهها برای استتار مخفیگاه خود استفاده کردند.
pile of brushwood
توده ای از چوبهای خشک
clearing brushwood
پاک کردن چوبهای خشک
burning brushwood
سوزاندن چوبهای خشک
All at once, a ragpicker crawled out of the brushwood, sighing, “These days, it’s really demanding to pick up a scrap iron.
ناگهان، یک جمعکننده ضایعات از میان بوتهها بیرون خزید و آهی کشید: «این روزها واقعاً جمعآوری یک تکه آهن سخت است.»
The brushwood crackled as the fire spread.
با گسترش آتش، بوتهها صداهای ترکخوردگی میدادند.
The old cabin was hidden behind a dense thicket of brushwood.
کلبه قدیمی پشت بوتههای متراکم پنهان شده بود.
The hiker used brushwood to build a makeshift shelter in the forest.
گردشگر از بوتهها برای ساختن یک پناهگاه موقت در جنگل استفاده کرد.
The brushwood rustled in the wind, creating a soothing sound.
با وزش باد، بوتهها صداهای آرامبخش ایجاد میکردند.
The villagers collected brushwood to fuel their cooking fires.
روستاییان بوتهها را جمعآوری کردند تا آتش پخت و پز خود را روشن کنند.
The children played hide and seek among the brushwood piles.
کودکان در میان تودههای بوتهها بازی گشت و گذار میکردند.
The brushwood fence marked the boundary of the property.
فنس بوتهای مرز ملک را مشخص میکرد.
She used a bundle of brushwood to start the bonfire.
او از یک دسته بوته برای روشن کردن آتش بزرگ استفاده کرد.
The brushwood path led deeper into the forest.
مسیر بوتهای عمیقتر به جنگل منتهی میشد.
The hunters used brushwood to camouflage their hideout.
شکارچیان از بوتهها برای استتار مخفیگاه خود استفاده کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید