brutes

[ایالات متحده]/bruːts/
[بریتانیا]/broo ts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع brute; حیوانات; مردم بی‌رحم یا بی‌احساس; موجودات غیرانسانی
v. به‌صورت خشن ماشین‌کاری کردن; به‌طور درشت آسیاب کردن (زمان حال سوم شخص مفرد "brute")

عبارات و ترکیب‌ها

brutes in action

بردگان در عمل

brutes of war

بردگان جنگ

brutes at play

بردگان در حال بازی

brutes of nature

بردگان طبیعت

brutes among us

بردگان در میان ما

brutes in disguise

بردگان در پوشش

brutes of society

بردگان جامعه

brutes unleashed

بردگان رها شده

brutes in power

بردگان قدرت

جملات نمونه

some people believe that brutes lack empathy.

برخی از مردم معتقدند که افراد خشن فاقد همدلی هستند.

the brutes in the story were portrayed as villains.

در داستان، افراد خشن به عنوان شخصیت‌های شرور به تصویر کشیده شدند.

brutes often resort to violence to solve problems.

افراد خشن اغلب برای حل مشکلات به خشونت متوسل می‌شوند.

in the wild, brutes must fight for survival.

در طبیعت، افراد خشن باید برای بقا بجنگند.

many films depict brutes as mindless creatures.

فیلم‌های زیادی افراد خشن را به عنوان موجوداتی بی‌فکر به تصویر می‌کشند.

she felt that the brutes were misunderstood.

او احساس می‌کرد که افراد خشن مورد سوء تفاهم قرار گرفته‌اند.

brutes can also show surprising intelligence.

افراد خشن نیز می‌توانند هوش خارق‌العاده‌ای نشان دهند.

in ancient times, brutes were often feared by villagers.

در زمان‌های قدیم، افراد خشن اغلب توسط روستاییان از آن‌ها می‌ترسیدند.

the documentary explored the lives of brutes in nature.

مستند زندگی افراد خشن در طبیعت را بررسی کرد.

some argue that we are all brutes at heart.

برخی استدلال می‌کنند که همه ما در اعماق وجودمان خشن هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید