budgetarily

[ایالات متحده]/ˌbʌdʒɪˈtɛərəli/
[بریتانیا]/ˌbʌdʒəˈtɛrəli/

ترجمه

adv. از نظر بودجه؛ از منظر بودجه‌ریزی

عبارات و ترکیب‌ها

budgetarily constrained

محدود از نظر بودجه

budgetarily feasible

قابل اجرا از نظر بودجه

budgetarily sound

معتبر از نظر بودجه

budgetarily aligned

هم‌خوان از نظر بودجه

budgetarily approved

تایید شده از نظر بودجه

budgetarily prioritized

اولویت‌بندی شده از نظر بودجه

budgetarily restricted

محدود شده از نظر بودجه

budgetarily supported

پشتیبانی‌شده از نظر بودجه

budgetarily optimized

بهینه‌سازی‌شده از نظر بودجه

budgetarily justified

توجیه‌شده از نظر بودجه

جملات نمونه

budgetarily constrained, the school postponed the library renovation until next year.

در چارچوب بودجه‌ای محدود، مدرسه اصلاحات کتابخانه را تا سال بعد به تعویق انداخت.

we are budgetarily responsible and won’t approve overtime without clear deliverables.

ما در چارچوب بودجه‌ای مسئولیم و بدون تحویل‌های مشخص، اضافه کار را تأیید نخواهیم کرد.

the team stayed budgetarily on track by renegotiating vendor contracts.

تیم با بازتولید قراردادهای تأمین کنندگان، در چارچوب بودجه‌ای روی مسیر خود باقی ماند.

budgetarily speaking, a used laptop makes more sense for this role.

از نظر بودجه‌ای، یک لپ‌تاپ دست دوم برای این نقش منطقی‌تر است.

to remain budgetarily compliant, we must document every purchase order.

برای باقی ماندن در چارچوب بودجه‌ای قانونی، ما باید هر سفارش خرید را ثبت کنیم.

the project is budgetarily feasible only if we reuse existing infrastructure.

این پروژه فقط در چارچوب بودجه‌ای امکان‌پذیر است اگر از زیرساخت‌های موجود دوباره استفاده کنیم.

they made budgetarily prudent cuts to travel while protecting training funds.

آن‌ها در چارچوب بودجه‌ای حکمت‌آمیز، کاهش‌هایی در سفر انجام دادند در حالی که مالیات آموزش را حفظ کردند.

budgetarily, the proposal is sound, but the timeline is too aggressive.

از نظر بودجه‌ای، پیشنهاد منطقی است، اما زمان‌بندی آن بسیار فشرده است.

she approached the expansion budgetarily, scaling hires to confirmed revenue.

او از نظر بودجه‌ای به گسترش نزدیک شد، استخدام‌ها را به درآمد تأیید شده تنظیم کرد.

budgetarily limited departments can still innovate through shared resources.

بخش‌های محدود بودجه‌ای هنوز می‌توانند از طریق منابع مشترک نوآوری کنند.

we remain budgetarily flexible by keeping a small contingency reserve.

ما با حفظ یک رزرو اضطراری کوچک، در چارچوب بودجه‌ای انعطاف‌پذیر مانده‌ایم.

budgetarily balanced plans reduce risk when market conditions change.

برنامه‌های متوازن بودجه‌ای خطر را کاهش می‌دهند وقتی شرایط بازار تغییر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید