bulking

[ایالات متحده]/ˈbʊl.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbʌlkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. افزایش در اندازه یا حجم؛ بزرگتر شدن.
n. عمل افزایش در اندازه یا حجم؛ فرآیند به دست آوردن حجم.

عبارات و ترکیب‌ها

bulking season

فصل عضله‌سازی

bulking diet

رژیم غذایی عضله‌سازی

bulking phase

فاز عضله‌سازی

bulking workout

تمرینات عضله‌سازی

bulking strategy

استراتژی عضله‌سازی

bulking plan

برنامه عضله‌سازی

bulking program

برنامه عضله‌سازی

bulking foods

غذاهای عضله‌سازی

bulking tips

نکات عضله‌سازی

bulking gains

کسب عضلات

جملات نمونه

bulking up requires a proper diet and weight training.

افزایش حجم عضلانی نیازمند یک رژیم غذایی مناسب و تمرینات قدرتی است.

many athletes focus on bulking during the off-season.

بسیاری از ورزشکاران در فصل استراحت بر روی افزایش حجم تمرکز می‌کنند.

he is bulking to gain more muscle mass.

او در حال افزایش حجم است تا توده عضلانی بیشتری به دست آورد.

she follows a strict bulking plan to achieve her goals.

او برای رسیدن به اهدافش یک برنامه افزایش حجم سختگیرانه دنبال می‌کند.

bulking can lead to weight gain if not managed properly.

اگر به درستی مدیریت نشود، افزایش حجم می‌تواند منجر به افزایش وزن شود.

during bulking, it's important to track your caloric intake.

در طول افزایش حجم، ردیابی میزان کالری دریافتی بسیار مهم است.

he switched to a bulking phase after cutting for several months.

او پس از چند ماه کاهش حجم، به فاز افزایش حجم تغییر داد.

proper hydration is essential while bulking.

هیدراتاسیون مناسب در طول افزایش حجم ضروری است.

bulking often involves eating more protein-rich foods.

افزایش حجم اغلب شامل مصرف بیشتر غذاهای غنی از پروتئین است.

he enjoys the process of bulking and seeing his progress.

او از روند افزایش حجم و دیدن پیشرفت خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید