enlarging

[ایالات متحده]/ɪnˈlɑːdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈlɑːrdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بزرگتر کردن چیزی
n. فرآیند افزایش در اندازه

عبارات و ترکیب‌ها

enlarging images

بزرگ کردن تصاویر

enlarging text

بزرگ کردن متن

enlarging views

بزرگ کردن نماها

enlarging capacity

افزایش ظرفیت

enlarging options

بزرگ کردن گزینه ها

enlarging audience

بزرگ کردن مخاطبان

enlarging scope

بزرگ کردن دامنه

enlarging features

بزرگ کردن ویژگی ها

enlarging perspective

بزرگ کردن دیدگاه

enlarging knowledge

بزرگ کردن دانش

جملات نمونه

enlarging the image will help you see the details better.

بزرگ کردن تصویر به شما کمک می کند جزئیات را بهتر ببینید.

the company is enlarging its production capacity to meet demand.

شرکت در حال افزایش ظرفیت تولید خود برای پاسخگویی به تقاضا است.

enlarging the garden will provide more space for plants.

بزرگ کردن باغ فضای بیشتری برای گیاهان فراهم می کند.

she is enlarging her network by attending more events.

او با شرکت در رویدادهای بیشتر، شبکه خود را گسترش می دهد.

enlarging the font size makes the text easier to read.

بزرگ کردن اندازه فونت متن را خواناتر می کند.

they are enlarging the scope of the project to include more features.

آنها دامنه پروژه را برای گنجاندن ویژگی های بیشتر گسترش می دهند.

enlarging the audience can lead to greater influence.

گسترش مخاطبان می تواند منجر به نفوذ بیشتر شود.

he is focused on enlarging his skill set for career advancement.

او بر روی گسترش مجموعه مهارت های خود برای ارتقای شغلی متمرکز است.

enlarging the database will improve data management.

بزرگ کردن پایگاه داده مدیریت داده ها را بهبود می بخشد.

they are enlarging their market reach through online sales.

آنها با استفاده از فروش آنلاین، دامنه بازار خود را گسترش می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید