bullous

[ایالات متحده]/ˈbʊl.əs/
[بریتانیا]/ˈbʊləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده توسط تاول‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

bullous dermatitis

درماتیت تاول‌دار

bullous pemphigoid

پنفیگویید تاول‌دار

bullous lesions

ضایعات تاول‌دار

bullous eruption

جوش تاول‌دار

bullous cyst

کیست تاول‌دار

bullous edema

اِدم تاول‌دار

bullous impetigo

ایمپتیگو تاول‌دار

bullous changes

تغییرات تاول‌دار

bullous myringitis

میراگینیت تاول‌دار

bullous disease

بیماری تاول‌دار

جملات نمونه

the patient developed a bullous rash on their skin.

بیمار دچار بثورات تاول‌دار روی پوست خود شد.

bullous lesions can be a sign of various skin conditions.

ضایعات تاول‌دار می‌توانند نشانه‌ای از شرایط مختلف پوستی باشند.

doctors often treat bullous disorders with topical medications.

پزشکان اغلب اختلالات تاول‌دار را با داروهای موضعی درمان می‌کنند.

patients with bullous pemphigoid require careful monitoring.

بیماران مبتلا به دملقوی تاولی به نظارت دقیق نیاز دارند.

in severe cases, bullous formations may lead to infection.

در موارد شدید، تشکیل تاول‌ها ممکن است منجر به عفونت شود.

research is ongoing to understand the causes of bullous diseases.

تحقیقات برای درک علل بیماری‌های تاولی ادامه دارد.

bullous conditions can affect individuals of all ages.

شرایط تاولی می‌تواند افراد در هر سنی را تحت تأثیر قرار دهد.

proper diagnosis is crucial for managing bullous skin disorders.

تشخیص مناسب برای مدیریت اختلالات پوستی تاولی بسیار مهم است.

some bullous diseases may require systemic treatment.

برخی از بیماری‌های تاولی ممکن است به درمان سیستمیک نیاز داشته باشند.

education about bullous conditions can help raise awareness.

آموزش در مورد شرایط تاولی می‌تواند به افزایش آگاهی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید